تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥

خطبهء 109

مىنمايد فقر را از بيخ و بنيان ريشه كن * محو ميدارد گنه را از حريم جان و تن راه هشتم وصل ارحام است و حسن ارتباط * مهر ورزيدن به آنها روز سختى يا نشاط باعث افزايش مال است و ثروت اين عمل * همچنان انگيزهء تأخير حتمى در اجل
در اينجا امام عليه السلام اشارت بيك موضوع مهمّ مىفرمايد كه آن همانا صدقه پنهانى و علانيّه مىباشد كه هر يك داراى يكنوع اهميّت بوده و اثر خود را مىبخشد
راه نهّم در تقرّب راه احسان گفته است * ( نوعى از آن را كه بنياديست پنهان گفته است ) نوع ديگر فى العيان است و بوجه آشكار * ( دست بخشش مىكشاند هر دو تا را روى كار ) نوع اوّل بر زمين ريزد گنه را همچو برگ * نوع دوّم باز ميدارد ز شرّ سوء مرگ 10 آخرين راه تقرّب در طريق ايزدى * كار نيكو باشد و پرهيز و دورى از بدى نفس را نيكى ز خواريها رهائى مىدهد * با سرافرازى و عزّت آشنائى مىدهد
افيضوا فى ذكر اللّه فانّه احسن الذّكر . . . عجله در ياد كردن خدا
( 11 ) ياد ايزد بهترين ياد است و ذكر دلپسند * ( در مذاق اهل دل ، شيرين‌تر آيد همچو قند ) جانب او رغبت آريد آنچه وعده داده است * راه جنّت بهر تقوا پيشگان بگشاده است گفتهء او آنچه گفته در اصالت بر حق است * وعدهء او آنچه داده در حقيقت اصدق است ( 12 ) لازم آيد بر رسول خود ( ص ) شما را اقتداء * در سبيل امر و نهى و در طريق اهتداء « 1 » بر اساس سنّتش رفتار كردن لازم است * سنّت او بر سنن در منطق من حاكم است صادقانه سنّت او را نمائيد آرزو * ( چون كه آن بر عالم ناسوت باشد آبرو ) ( 13 ) بهر خود قرآن بياموزيد روى اهتمام * چونكه آن نيكوترين گفتار باشد بر انام
هامش
( 1 ) هدايت يافتن