تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
حتّى اذا بلغ الكتاب اجله . . . تا سر آيد آن وقتى كه خدا براى مردم تعيين فرموده است ( مشيّت پروردگار و گردش روزگار تا سحرگاه روز شمار ادامه خواهد يافت و از نسلى به نسلى ديگر احاطه خواهد داشت تا همه آزمايش شوند و جايگاه خود را دريابند ) .
( 22 ) راز توليد و اماته « 1 » از امور سر مديست * تا سرايد آن چنان وقتى كه مشى ايزديست عالم تقدير تا پايان گرفته سر رسد * آخرين بر اولين پيوند گشته در رسد تا دوام عمرها اتمام يابد يك سره * مردگان بيرون شوند از هر مزار و مقبره امر يزدان صادر آيد بر حيات مردگان * ( بر دل خاك سياه قبر ، قامت بردگان ) ( 23 ) آسمان را آن زمان از هم شكافد همچو ميغ * بر تحرّك مىكشد با امر قاطع بىدريغ ارض را با يك اشارت در تزلزل آورد * امر ( كن ) صادر نموده بر تبدّل آورد كوه‌هاى ارض را يكباره از جا مىكند * بعض آنها را به روى بعض ديگر مىزند پاره‌اى از هيبت و خوف خداى منتقم * بعض ديگر را نمايد پايمال و منهدم ( 24 ) مردمان را از مغاك قبر خارج مىكند * بين‌شان تجديد خلقت ، گرم و رائج مىكند جزو شانرا جمع دارد آنگه از خاك اندرون * مرد و زن - شاه و گدا - هر آنچه باشد در درون وانگه از افعال و اعمال نهانى پرسش است * در ميان ، قوميست مؤمن ، قوم ديگر سركش است ( 25 ) مردمانرا مىنمايد بر دو دسته منقسم * بر گروهى منعم است و از گروهى منتقم ( بر گروهى مهربان باشد كه فرمان برده‌اند * و ز گروهى انتقام آرد كه عصيان كرده‌اند )
نگرشى بر احوال اين دو گروه ( فرقتين ) كه بر يكى انعام دهند و از ديگرى انتقام كشند كه آن يكى در دنيا مطيع و فرمانبردار بوده و اين يكى عناد و نافرمانى كرده .
هامش
( 1 ) ميراندن