تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
11 بارالها - فرشتگان با شأن و منزلتى كه در بارگاه الوهيّت تو دارند ؛ اينكه همه خواهشهاى آنها در تو خلاصه گشته جز تو چيزى را درخواست نمىكنند ) غير از تو هم آرزو و آرمان خاصّى ندارند .
پيش تو دارد ملائك جايگاه و منزلت * نكته‌اى در قرب آنها نيست جاى مسئلت نيست با اينكه مر ايشانرا قصور و غفلتى * جز تو بر آنان نباشد انتهاء و غايتى كلّ خواهشهايشان را در تو گرد آورده‌اند * ( در ره تسبيح تو خود را ز خاطر برده‌اند ) هكذا با اين همه تقديس و بسط انقياد * ليك از حيث تهاون « 1 » شرمسارند از نهاد گر حقيقت‌هاى كنهت را به بينند آشكار * مىشوند از قلّت طاعت غمين و زار و خوار خويش را كوچك شمارند و ملامت مىكنند * نفس خود را در وظيفه سخت تهمت مىكنند قصّهء تقصير در طاعت به آنها روشن است * ( پس زبان‌ها در اداى حقّ ذكرش الكن است ) معرفت هر چه فزونى يافت و افزون گشت عقل * ( رونق بازار عرفان بگذرد از حدّ نقل )
استاد شيرين زبان و زبانش درفشان مايهء فخر و سرفرازى سعدى شيرازى رحمة اللّه عليه در خصوص تقصير عبادت چنين بيان فرموده عاكفان كعبهء جلالش به تقصير عبادت معترف كه ( ما عبدناك حقّ عبادتك ) و واصفان حليهء جمالش بتحيّر منسوب كه ( ما عرفناك حقّ معرفتك ) . ( سبحانك خالقا و معبودا ) مولا عليه السلام در اين فصل ، اعتماد مردم را مذمّت فرموده و سكرات و سختىهاى مرگ را ياد آورى مىفرمايد .
هامش
( 1 ) سستى
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 406 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى