بر گرفتى موى پيشانى هر جنبنده را * سوى خود كردى مصير « 1 » و مرجع هر بنده را
( 8 ) بارالها پس تو پاكى و مبرّا از عيوب * ( خوب دانى آنچه باشد در سواتر « 2 » يا غيوب )
پس چه اندازه بزرگ است و فريبا در شهود * آنچه آمد در بساط آفرينش بر وجود
وه چه كوچكتر بود اين آفرينش بهر ما * پيش آنچه در توان دارى و قدرت اى خدا
وه چه بسيار اندك است آنچه عيون عقل ما * بيند از سلطانى و ملكت ظهورا ايخدا
وه چه بسيار احقر است اين ديدن ما در جهان * پيش آنچه مىندانيم از الوهت در نهان
وه چه نعمتهاى الوانى كه دست ما رسيد * ( آنگهى كه بود بر ما ارمغانى از اميد )
پس چه بىمقدار و پست است و محقّر اين نعم « 3 » * پيش نعمتهاى اخرى در قياس و كيف و كم
از فرمايشات على عليه السلام ( در اوصاف ملائكه ) من ملائكة اسكنتهم سمواتك
( باز مولا درّ و گوهر مىفشاند از دهان * طرفه « 4 » مىگويد ز اوصاف ملائك ، ارمغان )
( 9 ) در مشيّت اين چنين رفتار كردى اى خدا * از ملائك قسمتى را جاى دادى در سماء
از زمين و از ثرى بردى ثريّا ، بر فراز * ( زين جهت دادى به آنها اعتبار و امتياز )
مر ترا در معرفت از خلق عالم برترند * ( جز ائمّه برتر و افضل ز خلق ديگرند )
اخوف « 5 » خلقتند از تو در مقام كبرياء * زين جهت بر درگه تو اقربايند اى خدا )
( شأن شان دربارهء قرب مكانى بهتر است ) * آنچنان كه در ره قرب مقامى برتر است
( 10 ) در دل اصلاب و ارحامى نماندند همچنان * در شكمها مانده زائيده نگشتند از زنان
با منى همره نگشتند و قرين آب پست * ( پستى دنيا نه استقرارشان را در گسست )
( نيست اندر بينشان در امر و كارى اختلاف * از تفرّق اسم و رسمى نيست الّا ائتلاف )
هامش
( 1 ) بازگشتگاه
( 2 ) پردهها
( 3 ) نعمتها
( 4 ) سخن تازه و ليطفه
( 5 ) ترسناكتر