مىبينم . بعضىتان همانند مرده چيزى نمىفهميد و از يورش دشمن جلوگيرى نمىكنيد و بعضىتان مىفهميد امّا دنيا پرست هستيد و به جنگ نمىرويد .
( 8 ) پس چرا موجود مغلوك و دگرگون گشتهايد * همچو اشباح بلا ارواح ، موهون گشتهايد
يا چو ارواح بلا اشباح ، مفتون گشتهايد * ( از طريق و حالت معقول ، بيرون گشتهايد )
( در دفاع از خصم مىباشيد همچون مردهها * بسكه مقهوريد و تير قهر و ذلّت خوردهها )
( بعضتان سستيد و در دنيا پرستى ماندهايد * همّت و مردانگى را سخت از خود راندهايد )
( بعضتان هستيد مثل عابدان بىصلاح * بعضتان باشييد همچون تاجران بىرباح « 1 » )
( عابد نابرد باريد و حريب « 2 » بىنوا * تاجر كشتى شكسته ، در حصار انزوا )
مثل بيداريد لكن ، خواب رفته ، بىخبر * حاضريد امّا چو غائب در نهانى مستتر
چشمها داريد كور و گوشها داريد كر * هم زبان داريد و ليك از حق سرائى لالتر
سلطهء دشمن شما را آشكار و روشن است * در شما امّا حميّتها زبون و اهون است
و امّا . . . تند باد حوادث و طوفان دگرگونى در فراز مردم آخر الزّمان
در اين فصل از تباهكاريها و احوال مردم آخر الزّمان خبر مىدهد و ايشان بايستى جواب بدهند كه با اين عقايد باطله و انديشههاى نادرست و افكار ناستوده بكجا مىروند .
( 9 ) آن يكى بيرق كه خواهد داشت موج اهتزاز * بيرقى باشد كه بر فتنه نمايد راه باز
بيرقى باشد كه گمراهى مر آن را محور است * شاخههاى آن در آفاق ، همچو باد صرصر است
آن شماها را بصاع « 3 » خويش توزين مىكند * در ضلالت سرنوشت زشت تدوين مىكند
مثل انعام چموش و تيزگام و تندخو * سخت مىكوبد شما را از امام و روبرو
هامش
( 1 ) سود
( 2 ) كسى كه اموالش را دزديدهاند
( 3 ) پيمانه