قلبها را در قبول پندهاى آن جناب * ( متّفق سازيد روى استطابت « 1 » از شباب )
گر شما را بر تعاضد « 2 » خوانده باشد ، بىدريغ * ( با تناصر « 3 » استجابت بايد اندر دست تيغ )
با قبول آنچنان پند مساعد از امام ( ع ) * اجتناب از خواب غفلت لازم آيد بر انام
راستى و صداقت بايستى از پيشرو قوم شروع شود بعد به پيروان واجب آيد .
چنان كه گفتهاند ( الرّائد لا يكذب اهله ) يعنى پيشرو قوم به قومش دروغ نمىگويد .
( 14 ) پيروان را راست بايستى بگويد پيشوا * ( در نصيحتها خيانت را بداند ناروا )
( از محاسن آنچه بر خود مىنمايد اختيار * در تواخى « 4 » بهر آنها هم نمايد اختيار )
از پريشان گشتگى محفوظ دارد خويش را * از حريمش دور سازد هر خلاف انديش را
( بر حذر باشد ز تفريق و اساس يأس و غم * دستتر از آستين بيرون نمايد در همم )
از فطانت « 5 » بهرهور باشد بشأن خويشتن * ( پيروان خويش را ما فوق باشد در سخن )
( آنچه از عالم شنود اندرزهاى ايدهآل * بىكم و نقصان دهد بر پيروانش انتقال )
عالم ربّانى ، امر دين و دنيا هر دو را * مىشكافد بر شما مانند حبّ و و النّوا
حكم را گويد بليغ و پوست كنده بهرتان * همچو سلّاخ درختان ، بهر اخذر صمغ آن
معضلات كارها را مىنمايد آشكار * جانب اصلاح و ايضا « 6 » را نمايد اختيار
فعند ذلك اخذ الباطل مآخذه . . . .
پس ، در روزگارى كه بيرق ضلالت به اهتزاز در آيد عقايد باطله و انديشههاى نادرست در مواضع و مآخذ خود جاى گيرند
( 15 ) وانگهى كه بيرق اضلال گيرد اهتزاز * نادرستىها بطور قطع يابند امتياز
هامش
( 1 ) پاكى و نزاكت
( 2 ) هم بازو شدن
( 3 ) يارى
( 4 ) برادرى
( 5 ) زيركى
( 6 ) وصيّت كردن