( 10 ) قائد آن پرچم از اسلام و ايمان خارج است * ( در عقيدت تابع شيطان زنار مارج است )
ايستاده در طريق ظلم و كفر و ارتداد * ( هر زمان بخشد به ابعاد تجاوز ازدياد )
آن زمان از مسلمين باقى نماند پست و نيك * غير از اينكه ماندهاى باشند اندر ظرف ديك
مثل اينكه خردههائى باز مانده در جوال * ( حقّ را مولا مشخّص مىنمايد با مثال )
( 1 ) بيرق حاضر همى مالد شما را صبح و شام * آنچنانكه چرم دبّاغى بمالند از انام
همچنان كوبد شما را قاهرانه زير پا * گو كه خرمن را همى كوبند اهل روستا
ميگمارد مؤمنين حق ستا را باليمين * آنچنانكه مرغ چيند چينهها را از زمين
( يورش آرد مر شما را از يمين و از يسار * مىشويد آنگه در ان ميدان يغما ، جمله خوار )
اين حوادث مىدهد بر اهل ايمان هوشدار * گر بخواهى رستگارى ، پندگير و گوشدار
اين تذهب بكم المذاهب . . . اين عقايد باطله شما را به كجا مىبرد .
در اين فراز از خطبه ، امام عليه السلام علل گمراهى و مسير ضلالت را از انسانها مىپرسد تا وجدانهاى بيدار را براى پاسخ و هدايت آماده سازد
( 12 ) اين طريق ناصحيح و خطّمشى ناروا * مىشود آخر به اعماق مهالك منتها
اين طريق كج شما را تا كجاها مىبرد * جهل و نادانى چگونه مات و حيران مىكند
مىفريبد كاذبانه آرزوهاى دروغ * مىنمايد بر ملا مشكات جانرا بىفروغ
بهر گمراهى شما را از كجا آوردهاند * وه چگونه از سبيل حقّ بيرون كردهاند
با چنين انديشههاى پوچ و فهم نادرست * مىشود آخر اساس اعتقادى پوك و سست
سرنوشتى هست بر هر موعدى و مدّتى * آنچنانكه غايبى را بازگشت و عودتى
فتنهها روزى بطور قطع بر پا مىشوند * بر تحقّق مىرسد هر آنچه امضاء مىشود
( 13 ) پس ببايد از امام خود نصيحت بشنويد * ( خير خواهى را از آنمرد هدايت بشنويد )