از منار رستگارى و هدايت برگزيد * از چراغ پر فروغ و نور عصمت برگزيد
نخبهاى از ناف بطحا شهر مكّه بر انام * از مصابيح هدايت بر عموم و بر عوام
از عيون علم و حكمت از رجال متّقى * ( از شرور نفس ، بر باريتعالى ملتجى )
جملهء اجداد وى اهل شريعت بودهاند * تا طريقت را بدين پاكيزگى آوردهاند
( نخبهگان بودند و علم اتّقاء اندوختند * ديگران را نيز علم و حلم و دين آموختند )
طبيب دوّار بطبّه . . . امام ( ع ) طبيبى است روحانى كه راحت ندارد .
( در اين قسمت بياناتى در وصف خود و توبيخ اصحابش فرموده ) و ما آن بزرگوار را نشناختيم جز به مقدار قطرهاى از دريا . امام عليه السّلام طبيبى است روحانى كه بوسيلهء طبّ خويش امراض مهلكه و بيماريهاى فساد اخلاقى را كه در ميان خلايق دامن گسترده معالجه مىفرمايد . و اين احتمال هم وجود دارد كه شايد طبيب دوّار پيمبر ( ص ) خودش باشد .
( 5 ) او طبيبى هست دوّار و شفيق و مهربان * مرهمش آماده باشد بهر زخم مردمان
آن طبيبى كه به درد دردمندان آشناست * مىشناسد زخمهائى را كه مردم مبتلاست
( زخم دلهائى كه با شمشير تيز گمرهيست * دردهائى كه وجود آن قصور و كوتهيست )
( مرهمش علم است و عرفان و هدايت بر طريق * تا كه آشاميده باشد بهر مرضى من رحيق « 1 » )
همچنان ابزارها را سرخ كرده ، تافته * روى نار و آتش انذار برده تافته
بر مريض و مبتلاء ابزار و مرهم مىبرد * از طريق اقتضاء روى جراحت مىنهد
از قبيل قلبهاى كور و محجور « 2 » از علوم * فكرت و انديشههاى پست و مهجور از علوم
گوشهائى كه شوند از حق شنيدن ناتوان * ( چشمهائى كه همى از حقّ ديدن ناتوان )
وان زبانهائى كه از گفتار نيكو عاجزند * ( بيغرض آنان كه از كردار نيكو عاجزند )
هامش
( 1 ) شراب سربسته
( 2 ) منع شده