تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
از منار رستگارى و هدايت برگزيد * از چراغ پر فروغ و نور عصمت برگزيد نخبه‌اى از ناف بطحا شهر مكّه بر انام * از مصابيح هدايت بر عموم و بر عوام از عيون علم و حكمت از رجال متّقى * ( از شرور نفس ، بر باريتعالى ملتجى ) جملهء اجداد وى اهل شريعت بوده‌اند * تا طريقت را بدين پاكيزگى آورده‌اند ( نخبه‌گان بودند و علم اتّقاء اندوختند * ديگران را نيز علم و حلم و دين آموختند )
طبيب دوّار بطبّه . . . امام ( ع ) طبيبى است روحانى كه راحت ندارد . ( در اين قسمت بياناتى در وصف خود و توبيخ اصحابش فرموده ) و ما آن بزرگوار را نشناختيم جز به مقدار قطره‌اى از دريا . امام عليه السّلام طبيبى است روحانى كه بوسيلهء طبّ خويش امراض مهلكه و بيماريهاى فساد اخلاقى را كه در ميان خلايق دامن گسترده معالجه مىفرمايد . و اين احتمال هم وجود دارد كه شايد طبيب دوّار پيمبر ( ص ) خودش باشد .
( 5 ) او طبيبى هست دوّار و شفيق و مهربان * مرهمش آماده باشد بهر زخم مردمان آن طبيبى كه به درد دردمندان آشناست * مىشناسد زخم‌هائى را كه مردم مبتلاست ( زخم دل‌هائى كه با شمشير تيز گمرهيست * دردهائى كه وجود آن قصور و كوتهيست ) ( مرهمش علم است و عرفان و هدايت بر طريق * تا كه آشاميده باشد بهر مرضى من رحيق « 1 » ) همچنان ابزارها را سرخ كرده ، تافته * روى نار و آتش انذار برده تافته بر مريض و مبتلاء ابزار و مرهم مىبرد * از طريق اقتضاء روى جراحت مىنهد از قبيل قلب‌هاى كور و محجور « 2 » از علوم * فكرت و انديشه‌هاى پست و مهجور از علوم گوشهائى كه شوند از حق شنيدن ناتوان * ( چشمهائى كه همى از حقّ ديدن ناتوان ) وان زبانهائى كه از گفتار نيكو عاجزند * ( بيغرض آنان كه از كردار نيكو عاجزند )
هامش
( 1 ) شراب سربسته ( 2 ) منع شده
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 396 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى