تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣

خطبهء 106 از سخنان آن حضرت در يكى از روزهاى صفّين ( براى سرزنش اصحاب خود پس از شكست و فرار از لشكر شام و برگشتن و فتح نمودن آنان )

( 1 ) من شما را ديده‌ام وقت وقوع كارزار * آنزمانكه داشتيد انگار ، پائى بر فرار پشت مىكرديد بر دشمن ز ترس قلع و قمع * بر حذر بوديد و ترسان ، فرد فرد و جمع جمع مىشكستند شاميان صف‌هايتان را با ستيز * جنگ جويانيكه آنها راست مشتى تيغ تيز حال آنكه جملگى اوتاد « 1 » بوديد از عرب * برتر و اوليتر و برجستگانى در نسب در تقدّم همچو پيشانى براى يك بدن * در تعالى و شرف بالا نيشن انجمن ( جملتا در صدر بوديد و مقدّم بر انام * از جوانمردان قوم و صاحبان اهتمام ) ( پس در اين صورت سزاوار فرار و انهدام * بىگمان هرگز نمىبوديد با آن انسجام ) ( 2 ) تا تشفّى يافت آخر دردهاى سينه‌ام * رفت اندوهم كنار و غصّهء ديرينه‌ام آن زمان ديدم كه ايشان را به سختى رانده‌ايد * آيهء ذلّت ، به روى زشت ايشان خوانده‌ايد آنچنان رانديد آنها را كه آنها رانده بود * اين تلافى بر فرار و خوف دشمن بر فزود از سر سنگر گريزانديد و رانديد آنچنان * كز مواضعتان برون كردند آنها قبل از آن با سنان و نيزه بر ايشان پياپى مىزديد * تا كه بر آنها چشانيديد رنجى از حديد « 2 » ( داغ استيصال « 3 » بر آنها زديد و تيغ تيز * تا كه مستأصل نموديد و معذّب با ستيز ) بر ميان آمد در آن لشكر فرار ننگبار * در تراكم اوّل آنها به آخر شد سوار
هامش
( 1 ) بزرگان ( 2 ) آهن ( 3 ) ريشه كن كردن