حكومت بهم خواهد پيچيد . . . آنجاست كه ديگر آراءتان ملغى خواهد گشت و امضاءتان به الغاء خواهد گرائيد . . . و همين
با اينكه بود چند صباحى بكامتان * دوران روزگار و زمين و زمان و بخت
خواهند بود ليك پس از چند ، سرنگون * آن تاج زرنگار و سرير و مقام و تخت
روزگار است اين كه گه عزّت دهد گه خوار دارد * چرخ بازيگر از اين بازيچهها بسيار دارد « 1 »
( 3 ) اى بنى اميّه
( هرگز اين پندار را بر خود نداريد انتظار * كاعتبار ملكتان باشد مداوم بر قرار )
بلكه سوگندم خدا را باد روى اعتقاد * ( آن خدائى كه به او منقاد باشند ابرو باد )
اين جهانرا بر اساس ميل و رغبت يافتيد * سايهاى پنداشتيد و سوى آن بشتافتيد
سايهاى كه بىثبات است و مر آن را مدّتيست * بهر فانى گشتن آن انتظار و مهلتيست
اين زمان غير از شما صاحب ندارد اين زمين * دستتان در آن گشاده ، آرزوها در يمين
دستهاى پيشوايان حقيقى از شما * منع گشته از تسلّط ، تا زمانى از خدا
تيغهاى تيزتان بر فرقشان آهيخته * گرد استيلاىتان بر روى آنها بيخته
ليك تيغ تيزشانرا از شما برداشتند * ( بهر ايشان بذر ايثار و شهادت كاشتند )
( سلطه مىيابيد افزون ، بر نفوس روزگار * آنچنانكه مىكشيد ابن رسول كردگار )
در اين فصل ، امام بزرگوار ، ارزش خونهاى ريخته شدهء اولياء را بالا مىبرد و مىفرمايد كه اى بنى اميّه بدانيد و آگاه باشيد كه هر خونى را خونخواهى و هر حقّى را خواهانى هست پس خونخواه خون ما اهل البيت حاكمى است كه بدون بيّنه و شاهد بر طبق علمش حكم مىفرمايد . يعنى خداوند عالم :
هامش
( 1 ) از قائم مقام فراهانى