تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
پند را از منبع توحيد و عرفان بشنويد * از ائمّه كان وعظ و گنج ايمان بشنويد ( مرد بايد كه گيرد اندر گوش * گر نوشتند پند بر ديوار ( 8 ) بر جهالتهاى خود هرگز نداريد اعتماد * بر هواها هم نبايد داد وجه انقياد آنكه در اين گونه منزلها اقامت كرده است * در مسيلى خرگه و خانه عمارت كرده است آن مسيلى كه بسى سائيده گشته پاى آن * هر زمان امكان ريزش باد آن را ناگهان هر كسى در اين مسيل آب رفته ، خانه ساخت * در حقيقت آنچه بر خود ساخت در دم جمله باخت پس چنين فردى هلاكت را به خود ديد آشكار * طبق ظنّ خويشتن پنداشت از خود بر كنار ( بار سنگين هلاكت قامت او را خميد * پيرو جهل و ضلالت ، جز پريشانى نديد ) خواهد آن را ملتصق سازد كه ناچسبيدنى است * و آنچه را كه در خرد ، نزديك ناگرديدنى است ( چونكه مبناى تفكّر بر اساس عقل نيست * حاصل آن عمر بدفرجام غير از ننگ چيست )
( 9 ) امر و نهى الهى كه مصداق بارز آن در امام ( ع ) متجلّى مىشود و امام در مقام جانشين پيمبر ( ص ) و مبلّغ احكام الهى ، آن را بعنوان يك اصل زنده و احياء كننده بجامعه معرّفى نموده و از پيروى كسى كه احكام الهى را به رأى خود مىشكند و مردم را هايت نمىكند سخت بر حذر مىدارد .
از خدا بايد حذر كردن ز روى اتّقاء * ( پيروى بايد نمودن از امام مقتداء ) پس نبايستى شكايت كرد بر آن نابكس * كز شما دور است و در كار حكومت بلهوس آن كسى كه حكم ايزد را به رأيش بشكند * پيروى از او حرام است و خلاف مستند او خلاف حكم را اعمال دارد مىكند * امر ايزد را بدلخواهش تبدّل مىدهد واجب آمد بر شما در كار دهر و كار دين * بر پيمبر مقتدى باشيد يا بر جانشين
انّه ليس على الامام الّا ما حمّل . . . ( 10 ) امام عليه السلام تا آنجا كه مطيع محض اوامر پروردگار و مريد خاصّ فرامين كردگار