تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
پس اى بنى اميّه دنيا از لذائذ زودگذر خود جز اندكى بر مذاق شما نچشانيد و از شير پستان خود بر شما نخورانيد و آرزوهايتان را در دل بميرانيد . اين دنياست كه از جولانگاه آن جز بار ثقيل خسران بر دوش نبرديد و جز حنظل پشيمانى نخورديد و جز قطره‌هاى اشك حسرت نشمرديد .
( 2 ) از حلاوتهاى اين دنيا نبرديد آرزو * عاقبت گشتيد با ديو حوادث روبرو دهر را كرديد پيدا مفت و نقد و رايگان * يافتيد آن را بسان اشترى بىساربان شير شيرينى ز پستانش نخورديد اى دريغ * در حكومت بر هدف راهى نبرديد اى دريغ ( لذّتش را بيش يا كم پشت سر بگذاشتيد * چند روز اين جهانرا جاودان انگاشتيد ) پس حرام آن شما را همچو حلوا مىنمود * ( روى زشت آن شما را همچو ماه بدر بود ) آن درختى كه از آن خوردند اندك قوم پيش * بىخيال و فارغ از روز جزا ، از حدّ بيش دور بود امّا حلال آن ز آنها وا اسف * بر تخلّف بود چون گفتار ايشان متصّف
و نيز مولا عليه السلام مىفرمايد : الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع اظّلم . ( و امّا گفتار شاعر )
ظالما هرگز نخواهد ماند دنيا بر كسى * سهم خود خواهند برد از حظّ دنيا هر كسى گر نمودى ظلم ، جز بر خود نكردى هوشدار * ظلم كردن را نبايد پرورد در سر كسى اخذ گردد كاكل ظالم بدست قهر عدل * تا بدين سان حقّ كس باقى نماند در كسى
و صادفتموها ، و اللّه ظلّا ممدودا الى اجل معدود . . . . اى بنى اميّه گمان نكنيد كه جهان بدين منوال خواهد ماند و ساربان بمرادتان خواهد راند و زمين و زمان ، بوفق اقبال‌تان خواهد بود و عروس بخت برويتان چهره خواهد گشود و روزگار ، بسيمايتان خواهد خنديد و چرخ ، بدلخواهتان خواهد چرخيد . نه ، بلكه هر لذّتى را فنائى ، هست و هر مدّتى را انقضائى . كه روزى تخت بخت به پائين خواهد غلطيد و طومار