از خيانت دور بودم ، بر امانت پايبند * آشنا بود و قرين ، با فطرت من اين روند
امام عليه السّلام ، فخر الاعاظم و العظام ، و زين الكبار و الكرام ، رئيس الاوصيا و صفّى الاولياء ، و مهرب الاعداء و المحاربين ، و قاتل الكفّار و المنافقين ، در اين قسمت از خطبه چنين مىفرمايد . من كه در ميادين حرب ، مخالفين را به زانو در آوردهام و كفّار را وادار به تسليم كردهام در اين جنگ نيز استقامت نموده ، از همان اصول و اسلوب استفاده خواهم نمود . و من اللّه التوفيق
( 5 ) مر خدا را دارم از عمق و روان خود قسم * آنكه در تكوين خود گنجاند حبّ و النّسم
در همين جنگى كه مىباشد مسمّا بر جمل * ( آن چنان باشم كه در احزاب بودم در عمل )
ميشكافم بطن باطل را از آن برون كنم * ( حقّ را ، هر چند ميدان را ز خون جيحون كنم )
آن چنان جنگى كه حق باشد عيان و آشكار * ( اهل باطل با غبار نااميدى در عذار )
( تا نباشد فتنه جو را تكيهگاه و جايگاه * من كه خود از جنگ و خون باكى ندارم هيچگاه )
گر على ( ع ) ما را بخواند بهر جنگ فتنهجو * ( ناهيا ) ما را بود اين امر مولا آرزو
سيّد رضى مىفرمايد : اين خطبهء قبل از اين در خطبهء سى و سه ( 33 ) بيان شد و ليكن چون در اين روايت آن را از جهت زيادى و كمى بر خلاف خطبهء مذكور يافتم .
لذا لازم شد دوباره نوشته شود .
پايان خطبهء 103