مىباشد لذا در مشيّت دل توفنده دارد و در ارادت قلب تپنده ، زين جهت مراد را بر خود مقدّم ميداند و آنچه او مىخواهد آن را پسندد كه سعدى عليه الرحمة فرمايد ( كه مثال ناقص بر كامل است ) :
( ز دوست هر كه تو بينى مراد خود خواهد * مراد خاطر سعدى مراد خاطر اوست )
فلذا بر امام نيست مگر قيام در مورد آنچه پروردگارش به او امر فرموده بنابر اين مهمّترين وظايف خود را در آئينهء تكليف مشاهده نموده و آن را در پنج چيز خلاصه فرموده است
نيست بر مولا مگر پروردگارش كرده امر * آنچه او را در وظيفه كردگارش كرده امر
امرشان جاريست تا آغاز روز رستخيز * آن چه در فهرست و تعداد آمده در پنج چيز
اوّلش ابلاغ وعظ است از رسول نيكنام * دوّمى كوشش نمودن در نصيحت بر انام
سوّمى احياى سنّت طبق حكم آن جناب * چارمى اجراى حدّ است آنچه آمد در كتاب
پنجمى اصدار سهمان « 1 » است بهر اهل آن * ( بر امام اين گونه باشد امر حىّ مستعان )
پس از فرامين امام ( ع ) چنين بر مىآيد كه :
آنجا كه با بينش اسلامى و معيار تشخيص آشنا شديد و وظائف امام و جانشين امام را دانستيد ، با آگاهى پيش برويد و در غير طريق قدم ننهيد و گردن اطاعت بهر بىخبر از اصول و فروع ، خم نكنيد و دست ارادت بدست هر بدگهر و بىاطّلاع از مكتب پيامبر ندهيد و براى تحصيل علم مبادرت نمائيد قبل از آنكه قهرمان حوصله را خسته سازيد و ستارهء فرصت را افول بخشيد .
( 11 ) چون شديد آخر به وضع رهبريّت آشنا * پس نپردازيد بر غير طريق اهتداء
خم نبايد كرد سر ، بر امر هر بىاطّلاع * ( هم نبايد حرف هر بىاطّلاع را استماع )
هامش
( 1 ) تقسيم سهمها