تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

خطبهء 103

از خطبه‌هاى آنحضرت ( هنگام رفتن به جنگ جمل كه مردم بصره بهمراهى طلحه و زبير عايشه را بر شتر سوار كرده اطراف او گرد آمده مىخواستند با امير المؤمنين بجنگند . و مقصود آنست كه مردم را آگاه سازد كه جنگيدن آن بزرگوار با اصحاب جمل براى اظهار حقّ و ابطال باطل مىباشد .
( 1 ) در پى حمد و سپاس بىشمار و بىكران * بر خداوند زمين و ماه و مهر و آسمان صد تحيّت بر روان پاك خير الانبياء ( ص ) * احمد المحود ، ختم الانبياء خير الوراء اين منم آگاه مىسازم شما را با نويد * چون محمّد ( ص ) را خدايش بر نبوّت برگزيد در عرب از حق كتابى را بخواند ، كس نبود * يا كه از وحى و نبوّت رمز داند كس نبود همچنين بر كس نبود اندر رسالت جاى شك * ( تا كه آواى رسالت از زمين شد بر فلك ) ( 2 ) بهر اظهار حق و اثبات اسلام بر جهان * جنگ آغازيد با ياران ، عليه دشمنان سوق مىفرمودشان از روى رأفت بر فلاح * بر صراط مستقيم و بر صلاح و بر نجاح سوى حقّ و عزّت و اصلاح ، دعوت مىنمود * در رهائى از جهالت سعى و دقّت مىنمود در نجات مردم از چنگ جهالت سعى داشت * در رهانيدن ز هر ضعف و ضلالت سعى داشت تا مبادا مرگشان در كفر يابد ناگهان * سرنوشت دردناكى بر سر آيد ناگهان ( زين جهت مىخواست مردم از ضلالت وارهند * از كمند ذلّت و دام جهالت وارهند ) آنكه پشتش زير بار فتنه‌ها خم گشته بود * قلب حضرت در نجات او به خون آغشته بود و انكه عاجز مانده بود و ره نبرده بر مراد * با فتوّت در نجاح او به پا مىايستاد جمله را با خيرخواهى بر سعادت مىرساند * غير از آنهائى كه در دشت لجاجت اسب راند
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 377 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى