تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
و ز كسى كه بين ايشان در منازل مرده است * ( و آن دگر كه از منازل ارمغان آورده است ) گر كنيد از من بسى از دهر و ما فيها سؤال * جملگى را نقد پردازم ، جواب ايده‌آل
بعد از آنكه از ميان شما مفقود گشتم و مرا در نيافتيد معلوم گردد كه چه نعمتى از دست‌تان رفته و چه خاكى بر سرتان ريخته و چه بلائى دامنگيرتان گرديده است
( 3 ) گر نباشم در ميان و سخت گردد روزگار * سائلينم مىشوند از فرط حيرت شرمسار جملگى باشند آنگه سر بپيش انداخته * لشگر طغيانگر نخوت بايشان تاخته آنزمان كه موج پيشامد بهم پيوسته شد * بهر آن نامردها راه رهائى بسته شد و آن كسانى كه ز روى جهل پاسخ داده‌اند * در چنين بحبوحه ديگر ناتوان افتاده‌اند آن مصاعب آنزمان باشد عيان و آشكار * كآتش سوزان جنگ سخت ، نايد بر مهار تنگ گردد صحنهء دنيا شما را در نظر * گو كه مىپاشندتان بر چهر گردى از شرر مدّت سختى دراز آيد شما را ، بيشتر * ساعتى از آن ، در ازاى شبى يا بيشتر نيشتر باشد شما را نيشخند آن بلا * فتنهء آن مىگزد دل‌هايتان را بر ملا
انّ الفتن اذا اقبلت شبّهت . . . در تكاپوى فتنه جويان در جامعه ، فتنه‌هائى بوجود آيد كه در آن بين حقّ و باطل يا فساد و صلاح اشتباه مىشود . آرى آنگه كه فتنه انگيزان را ميدان تاخت وسيع‌تر است حقّ را كنح عزلت تنگ‌تر است و زمانيكه آتش آن اطفاء گردد ، حقّ چهره مىنماياند .
( 4 ) روزگارى گر بمردم فتنه‌ها روى آورد * اشتباه افتد ميان حقّ و باطل ، نيك و بد ناگهان گر رفت آثار وجودش از ميان * مردمان آگه شوند از كنه باطل آنزمان چونكه در فتنه نباشد نادرستى آشكار * ( آن زمان كه فتنه‌جو را دست باشد روى كار )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 339 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى