خطبهء 91
از فرمايشات آن بزرگوار هنگام بيعت كردن مردم از آن حضرت روز جمعه ( ذى الحجّه 35 هجرى ) بعد از كشته شدن عثمان ابن عفّان .
( 1 ) ديگرى را بر گزينيد و مرا عذر است و بس * گر حكومت نيست با سنّت ، نباشد جز هوس
( من به سبكى كه خلاف كرده بودند آن سه مرد * مىنمايم هر سه را از روى رأى خويش طرد )
( من در اين امر مهمّ ، اتمام حجّت مىكنم * كيفر بدعتگر و تحكيم سنّت مىكنم )
( سيره و سنّت هميشه در جوار مكتب است * بدعت منفور ، لكن بر خلاف مذهب است )
كار ما كاريست كآنرا روىها و رنگهاست * ( بنيه و شالودهء آن مشكلات و جنگهاست )
( جنگ ما با ناكثين و قاسطين و مارقين * يا به تعبير روانتر از حقيقت فارقين )
نيست دلها در امور ما قويم و استوار * آنچنانكه عقلها را اقتدار زير بار
( هر دلى را رمز كار ما شكيبا بودن است * عقل را هم رمز ايمان ، بر يقين افزودن است )
( 2 ) بر گرفته چهرهء آفاق را ابر سياه * راه روشن ، گشته با راه ضلالت اشتباه
ظلم و بدعت ، صورت خود را نمايان كرده است * چهرهء اسلام ، تغيير ارمغان آورده است
آخرين حرف و آخرين كلام و آخرين شرط امام عليه السّلام بعنوان پيشنهاد قطعى در مور بيعت مردم ، و يا به تعبير ديگر اولتيماتوم
) MUTAMITLU (
آن بزرگوار جهت تحكيم مبانى بيعت . چون آنها مىخواستند على ( ع ) خليفه شود و طبق رويّهء خلفاى پيشين رفتار نمايد .
لذا اتمام حجّت فرمود .
( 3 ) پس بدانيد ار شما را بود بر من دعوتى * دعوت من نيز باشد در مقابل بيعتى
طبق رأى خويشتن رفتار خواهم كرد من * منطق بيهوده را انكار خواهم كرد من