( مر شما را روى رغبت كار خواهم كرد من * خود ، به اسب اعتلاء اسوار « 1 » خواهم كرد من )
قول قائل را كه در آن نيست رمز اعتماد * ( در نظرگاهم بسان دود باشده يا رماد « 2 » )
لوم لائم « 3 » نيست غير از ياوهگوى پيش من * ( اى بسا دور است از الفاظ باطل كيش من )
( مر شما را جامهء عزّت بتن خواهم نمود * گر شما را در مقابل ذوق و استقبال بود )
( 4 ) در خلافت جملگى معذور داريدم دگر * گر چنين داريد من هم چون شمايم يكنفر
هر چه مىخواهيد گفتن از خيانات سه مرد * عاشقانه با كمال شوق خواهم گوش كرد
از حقوق جامع مردم حمايت مىكنم * آن كه فرماندارتان باشد اطاعت مىكنم
( در قبال امر او كوشم كه نوعى طاعت است * با چنين شرطى كه امرش بر اساس سنّت است )
( 5 ) در حكومت گر نمائيدم مشاور يا وزير * بهتر از اينكه كنيدم حكمفرما يا امير
خلاصه آن بزرگوار براى تحكيم مبانى حكومت ، اتمام حجّت مىفرمايد كه اگر بعد از بيعت رفتارش بر خلاف خواهشهاى ايشان باشد ، عنوان نكنند كه ما ندانستيم و الّا بر تو بيعت نمىكرديم .
( ناهيا ) گفتا منادى با صداى منجلى * اهل عالم را ، كه سلطان سلاطين است على
پايان خطبهء 91
هامش
( 1 ) سوار
( 2 ) خاكستر
( 3 ) ملامتگر