تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨

خطبهء 92

از خطبه‌هاى آن حضرت كه ( بعد از خاتمهء جنگ نهروان فرموده و از خطب مشهور آن حضرت مىباشد كه از فضائل و مناقب خود براى جهّال و غافلين بيان داشته و از فتنهء بنى اميّه و انقراض دولت آنان خبر داده است .
( 1 ) در پى حمد پياپى بر خداى لا يضام « 1 » * محضر پاك رسول مصطفى را صد سلام
ايّها النّاس
كور كردم من بتنهايى دو چشم فتنه را * ( بستم از روى درايت هر شكاف و رخنه را ) جز من امكانى نداشت اين قهرمانى بر احد * بعد از آن كه ظلمت و دشوارى آن موج زد ( در مصاف و جنگ صفّين و نبرد نهروان * جنگ كردم با زبير و طلحه و با پيروان ) ( قطع كردم با شجاعت هر دو پاى فتنه را * تا بخاموشى نشاندم شعله‌هاى فتنه را ) چون كه دانايم ، بپرسيد از مسائل هر چه بيش * پيش از آنكه گم كنيدم از ميان جمع خويش هيچ كس را غير من جرأت نباشد اين سخن * در ميان جمع ياران ، در ميان انجمن ( 2 ) ميخورم سوگند بر آن كس كه جانم دست اوست * اختيار جان شيرين و روانم دست اوست هر چه پرسيد از من ، از امروز تا يوم الحساب * نيستم وامانده و مبهوت و عاجز در جواب فى المثل از آن كسانى كه حمايت مىكنند * صد نفر يا بيش و اندك را هدايت مىكنند از گروهى كه ز ايمان دست كوته مىكنند * 100 نفر را مثل خود بدبخت و گمره مىكنند ( و ز كسى كه دست او باشد زمام كشورى * مىكند بر گمرهى يا رستگارى رهبرى ) گر كنيد از من سؤال از اين گروه و آن گروه * پاسخ معقول دارم در مقابل بر وجوه از رئيس آن گروه و كوچيان و ساربان * از جلودار و ربض « 2 » ، جاى نزول و كاروان
هامش
( 1 ) كسى كه به او ستم نمىتوان كرد ( 2 ) محلّ چارپا