تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
( همّت والاى ايشان صرف طاعت بر خداست * وقت‌شان موقوف انجام عبادت بر خداست ) ( 37 ) جملگى هستند ايمان را اسير و پايبند * ( روى ايمان ميزنند از روى بهجت نوشخند ) ( نيست ممكن بهر ايشان دامن از آن بركشند * چونكه از آن جام نوشين محبّت سركشند ) ( كاهلى و سستى و ضعف و فتور و خستگى * بر نگردانند ايشان را زدين و رستگى ) نيست جاى پوستينى در تمام آسمان * غير از اين كه يك ملك در سجده افتاده در آن يا كه در آنجا يكى مشغول امر واجب است * ( ديگرى در اوج مدهوشى ، خود از خود ، غائب است ) در پى طاعت بسيار و عبادات فزون * علم خود را بر خدا افزون نمايند اندرون عزّت معبود سبحان كردگار انس و جان * مجد را افزون نمايد بهر ايشان در روان ( وصف مولا از ملك تشويق مردم بر حق است * زين جهت تشويق او از باب عرفان مطلق است ) ( تا كنند آحاد خلق از مشى آنها اتّباع * بر مواعظ ديده بگشايند و گوش استماع )
فى صفة الارض و دحوها على الماء . . . قسمتى از همين خطبه در بيان چگونگى آفرينش زمين و كيفيّت گسترانيدن بر روى آب است در اين فصل از حكمت خداوند سبحان در كيفيّت ايجاد زمين و خلقت ابر و باران و نباتات و جمادات و انهار كه انسانها را بهره‌مند ساخته بيان فرموده .
( 38 ) ( خلق كرد آنگه كه عالم را خداوند از عدم ) * اين زمين را برد در امواج تند آب يم برد در امواج دريا طىّ حكمى پرثمر * آنچنانكه مىبرد بر جنس ماده جنس نر آن بحارى كه به صد موج و تلاطم روز و شب * همدگر را دفع مىدارند با خشم و غضب همچو حيوان نرى كه از فحولت « 1 » يا غضب * مىنمايد از وفور و فرط شهوت كف بلب آن زمان كه بار سنگينى به دو شش اوفتاد * ديگر از عصيان و مستى بر فروهش اوفتاد ( 39 ) چون زمين در آب غلطيد و در آن گسترده شد * موج آب از هم شكست و ساكت و سر خورده شد تا پس از غوغاى افزون و خروش بىامان * بر لجام آهنين افتاد و افتاد از توان
هامش
( 1 ) نرى ، ضدّ مادگى