تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
و آنچه روئيده ز خاك و آنچه پرورده رياض « 1 » * و آنچه يافت از گلشن و گلزار و صحرا انتهاض « 2 » ( 44 ) آن گياهان روزى دام است و توشه بر انام * ( طىّ خلقت اين چنين آمد زاوّل تا ختام ) راه‌هاى رفت و آمد را گشوده در زمين * هر كجا بينى علامت‌ها نهاده بر زمين كار رفت آمد ز روى آن ميسّر گشته است * گر چه در اين ارض خاكى صد هزاران پشته است سوره زخرف به اين تعبير اشارت مىكند * از ضياء آيهء دهم اضائت « 3 » مىكند
فلمّا مهّد ارضه و انفذ امره . . . بعد از آنكه خداى تعالى مهد زمين را گسترانيد و فرمان مطاع خود را به آفرينش انسان اختصاص داد ، آدم عليه السّلام را اصطفاء فرمود و او را فضيلت و برترى بخشيد .
( 45 ) بعد از آنكه بارى سبحان زمين را گستريد * مقتداى نسل انسان ، بوالبشر را آفريد با مدال ارجحيّت بر ملائك برگزيد * تا نمود از نعمت علم لدنّى مستفيد اوّلين مخلوق خود در نسل انسان كرد ياد * ( نسل انسان از وجود او گرفته اعتماد ) با تفضّل جاى دادش در بهشت جاودان * تا خورد از رزق افزون و فراوان اندران آنچه او را در بهشت از خوردن آن نهى كرد * علّت آن را كه عصيان است بر او وحى كرد بهر او آموخت فرجام امور خير و شر * آنچه شأن و منزلت را مىنشاند بر خطر ( 46 ) سر زد آدم ز آنچه ايزد منع و نهيش كرده بود * بىمحابا آنچه را كز قبل وحيش كرده بود تا تطابق گيرد آنچه بود او را روى كار * با همان علمى كه قبلا داشت بر او كردگار ( اين دليلى نيست و عنوانى ز آدم بهر آن * كاختيارا نفس او بوده بتركش ناتوان ) ( بلكه علم او بهر معلول و علّت علّت است * قدرت او در خور تكوين خلقت علّت است ) ( سورهء اعراف دارد شرح و عنوانى از او * مىكند با واژهء مأنوس بحث و گفتگو ) « 4 »
هامش
( 1 ) روضه‌ها و باغها ( 2 ) سر بلند كردن ( 3 ) نور افشانى ( 4 ) اعراف 22