و آنچه روئيده ز خاك و آنچه پرورده رياض « 1 » * و آنچه يافت از گلشن و گلزار و صحرا انتهاض « 2 »
( 44 ) آن گياهان روزى دام است و توشه بر انام * ( طىّ خلقت اين چنين آمد زاوّل تا ختام )
راههاى رفت و آمد را گشوده در زمين * هر كجا بينى علامتها نهاده بر زمين
كار رفت آمد ز روى آن ميسّر گشته است * گر چه در اين ارض خاكى صد هزاران پشته است
سوره زخرف به اين تعبير اشارت مىكند * از ضياء آيهء دهم اضائت « 3 » مىكند
فلمّا مهّد ارضه و انفذ امره . . .
بعد از آنكه خداى تعالى مهد زمين را گسترانيد و فرمان مطاع خود را به آفرينش انسان اختصاص داد ، آدم عليه السّلام را اصطفاء فرمود و او را فضيلت و برترى بخشيد .
( 45 ) بعد از آنكه بارى سبحان زمين را گستريد * مقتداى نسل انسان ، بوالبشر را آفريد
با مدال ارجحيّت بر ملائك برگزيد * تا نمود از نعمت علم لدنّى مستفيد
اوّلين مخلوق خود در نسل انسان كرد ياد * ( نسل انسان از وجود او گرفته اعتماد )
با تفضّل جاى دادش در بهشت جاودان * تا خورد از رزق افزون و فراوان اندران
آنچه او را در بهشت از خوردن آن نهى كرد * علّت آن را كه عصيان است بر او وحى كرد
بهر او آموخت فرجام امور خير و شر * آنچه شأن و منزلت را مىنشاند بر خطر
( 46 ) سر زد آدم ز آنچه ايزد منع و نهيش كرده بود * بىمحابا آنچه را كز قبل وحيش كرده بود
تا تطابق گيرد آنچه بود او را روى كار * با همان علمى كه قبلا داشت بر او كردگار
( اين دليلى نيست و عنوانى ز آدم بهر آن * كاختيارا نفس او بوده بتركش ناتوان )
( بلكه علم او بهر معلول و علّت علّت است * قدرت او در خور تكوين خلقت علّت است )
( سورهء اعراف دارد شرح و عنوانى از او * مىكند با واژهء مأنوس بحث و گفتگو ) « 4 »
هامش
( 1 ) روضهها و باغها
( 2 ) سر بلند كردن
( 3 ) نور افشانى
( 4 ) اعراف 22