الّف غمامها بعد افتراق لمعه . . . ابرها را بعد از پراكندگى بهم پيوند داد .
فرمان مطاع الوهيّت در مورد ابرهاى پراكنده كه با هم بپيوندند و تراكم نمايند و براى فرود آمدن و باريدن آماده گردند . تا بدين سان اراضى موات احياء شوند و نباتات را از بطن زمين بيرون آورند .
( 42 ) پارههاى ابر را پيوند داد و اتّفاق * آنچنانكه جمع گرديدند بعد از افتراق
در فضاى بيكران برق پياپى لمعه زد * رعد ، همچون سخت غرّيد و دمادم نعره زد
ابر چون در وزن سنگين بود و مايل بر فرود * زين جهت در موقعيّت بر زمين نزديك بود
لشكر باد جنوب هر دم ز پاى آن گذشت * تا عزيمت داد باران را بسوى كوى و دشت
پر شد از آب گوارا اندرون بطن ابر * با نزول آن برون شد هر گياه از زير قبر
سينه چون ماليد ابر تر چو اشتر بر زمين * خورد از ان باران احياگر گوارا هر زمين
همچنان باريد و جارى گشت ، از آن جوى و رود * سر برون آورد آنگاه ، ارض خامد « 1 » از خمود
پس خداوند از زمين خشك و بىحاصل چنان * ( باغهائى بر وجود آورد از نو چون جنان )
( از زمين خام ، گل ، از كوه خالى لالهها * از گلستان ياس و سوسن ، از چمن آلالهها )
( راز دارد سورهء حجّ آيهء پنج آشكار * از چنين قانون تدوين يافته از كردگار )
خودنمائى زمين بر بدايع و فرايدى كه خداوند عالم از آن بوجود آورده و تفاخرش بر شكوفههائى كه از آن سر بيرون كشيده . يعنى آنچه طبيعت از آن جلوه گرد شده و باغ و راغ از آن بهجت و سبزى يافته :
( 43 ) پس زمين شادى كند بر آنچه ز خود زنده كرد * ( از قبيل سرو و كاج و ارغوان و ياس و ورد « 2 » )
خودنمائى مىكند بر آنچه از خود ساخته * و آنچه همچون سرو ، قامت بر سماء افراخته
هامش
( 1 ) راكد و بيهوش
( 2 ) گل سرخ