تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
( 35 ) در ذخيره بر نياز خويش ( فى يوم الفرار ) * صاحب عرش معلّى را نمودند اختيار رغبت ايشان بسوى اوست روى اشتياق * گر همه مخلوق عالم گيرد از وى افتراق ميلشان معطوف او باشد بوجه دل ربا * گر همه معطوف باشد بر خلايق از خدا اوج پايان عبادت را نيابند هيچوقت * آن عباد بيغش و آن بندگان نيكبخت چون مراتب در شناخت ذات پاك كردگار * بىنهايت باد و از درك مشاعر بر كنار شوق ايشان بر خداى خود بوجه دلپذير * از پى مهريست كاندر دل فتاده جايگير نيست محو از قلبشان اسباب ترس و راستى * تا توان گيرد در ايشان تنبلى و كاستى
و لم تاسرهم الاطماع فيؤثروا و شيك السّعى على اجتهادهم اطمع دنيا به ايشان مستولى نيست تا دنيا را بگمارند و سعى خود را بر آن بگذارند ( طمع ، ايشان را اسير وسوسه نگرداند ) ( شمع فروزان چهرهء معصوم ملائكه در مشكات عصمت ، و تلالؤ نورانيّت جمال او در آسمان ملكوت ) . در اينجا على عليه السّلام ايشانرا مهجور از طمع و دور از تفاخر مىداند و كثرت طاعاتشانرا را مبرّى از داعيهء تكاثر مىشمارد :
( 36 ) آن چنان شايستگانند و عباد مكرمون * كز طمع چيزى در آنها نيست در دل اندرون تا نباشند ايمنان در روى تصميم استوار * يا كنند اميال دنيا را به اخرى اختيار روى آن اعمال خود را خوب و افزون بشمرند * يا كه بر افزونى پاداش ، اميد آورند گر بزرگ انگاشتند اعمال خود را در نظر * جلوهء حق بود ، اندر قلب ايشان بىاثر بهر ايشان نيست از شيطان ، فريب و چيرگى * تا در اندازد در آن بازار الفت ، تيرگى بين ايشان نيست هرگز انتزاع و دشمنى * تا از ايشان سلب گردد اعتبار و ايمنى رشك و كينه در دل آنها ندارد جايگاه * همچنان ريب و حسد را مستقرّ و پايگاه بخل و شكّ از قلب ايشان دور و مهجور است و بس * ( جايگاهى نيست بر اعمال فتنه ، بر هوس )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 325 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى