تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

عظمت خالق در بيان على ( ع )

اگر اوهام و عقول تعاضد نمايند و افكار و انديشه‌ها تعاون كنند و خردمندان عالم وقت خود را صرف نمايند و دلها حيران و شيفته شوند تا كفيّت صفاتش را دريابند همگى خسته و دل شكسته ، نارسيده به مقصود و نااميد از منظور ، تاريكىهاى عوالم غيب را طى نموده نادمانه زانوى عجز بر زمين مىگذارند و بر كردهء خود اشك معذرت مىفشارند :
( 9 ) عقل‌ها از درك او هستند جمله گوشه گير * وهمها همچون فتاده ناتوان و سر به زير فكرهائيكه ز چنگال وساوس رسته‌اند * در ره درك جلال كبريائى خسته‌اند در ره درك صفاتش كنجكاوى باطل است * كلّ افكار اولو الباب در آن عاطل است گر نمايندى تعاضد كلّ اوهام و عقول * جملگى باشند در اين راه محزون و ملول
و هو القادر الّذى اذا ارتمت الاوهام . . . « 1 » قادرى كه سير اوهام و سرعت عقول بر آن نرسد و قاهرى كه دست زور و پنجهء غرور بر او باز نشود غواصّ خرد در كوچك‌ترين موج درياى عظمتش غرق گردد و مرغ انديشه در پائين‌ترين پشتهء كوه هيبتش از پرواز مىافتد . آن كه از ظرفيّت علم خارج است و بر ظرف عقل نمىگنجد ، و آن كه از خيال برون است و از زوال مأمون :
ذات او بر درك و فهم هوشياران غالب است * هستى او بر تمام كون و هستى موجب است وحدت انديشه‌ها را ضعف و ذلّت عادت است * آن زمان كه در ميان از كنه ذاتش صحبت است شاهباز عقل را پرواز در آن اوج نيست * كشتى تدبير را تعديل در ان موج نيست وهمها و عقلها را گر بيفتد اتّحاد * حيرت ايشان بيابد در چنين راه ازدياد عقل‌ها را گر عزيمت بود طىّ اين سبيل * جملگى بودند در اين راه بىپايان ضليل « 2 »
هامش
( 1 ) اين قسمت بعلّت اهميّت دوبار نوشته شده ( 2 ) گمراه
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 314 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى