تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
كلّ مخلوقات عالم ، در نماى مختلف * ذاكر اويند و شاكر با زبان معترف هر بديعه بر وجود او دليل ثابت است * گر چه در تعبير ظاهر بىزبان و صامت است بر وجودش حجّتى گوياست نظم اين جهان * هستى ما هستى او را دليلى جاودان ) ( 14 ) آنگهى كه شد محقّق بر جهان معبود اوست * بر تذلّل كردن بنده چه جاى گفتگوست من خدا را مىكنم تنزيه و تقديس عيان * با بيان ائتمان و با زبان امتنان ) آن كسانى كه ترا بر خلق تشبيه آورند * ذات پاكت را به جاى جسم و امكان مىبرند پس ترا تشبيه كردن بر وجود ما سواك * مىشود بين تو و مخلوق وجه اشتراك حال آنكه خلق داراى سر است و دست و پا * روى عدل و حكمتى تنظيم گشته از خدا خلق را اعضاى بسيار است و پنهان زير پوست * هر يكى در موضع خود استوار و بس نكوست آنكه تشبيهت نمايد بر خلايق در جهان * پس ترا نشناخته روى يقين و ائتمان آنچه قرآن از بتان و بت پرستان گفته است * گو كه از آن هيچ درس و عبرتى نگرفته است طىّ بيزارى چنين گفته به بتها ، بت‌پرست * كاش مىبودم ز دستت در نقاط دوردست ما شما را روى جهل و خبط باور كرده‌ايم * تا شما را با خداى خود برابر كرده‌ايم
اى دريغا افكارى كه آفريدگار بىهمتاى جهان پهناور را با آفريدگان برابر دانند : پس آنان كه با اوهام پوچ و اميال پوك و انديشه‌هاى نابجا ، جلوه‌هاى فناپذير آفريدگانت را بجاى جلوه‌هاى جبروتى حضرتت تجلّى مىدهند و حليه‌هاى خلل‌پذير مخلوقات را به جاى حليه‌هاى فنانا پذيرت تحلّى مىنمايند ، در واقع دروغ مىگويند و دو روئى مىكنند :
( 15 ) آن كسانى كه ترا با خلق يكسان داشتند * در عقول خود ترا چون آدمى پنداشتند از تو رو گردان شدند آن سفلگان بىفروغ * بر تو گفتند از ره تشبيه و دعوى صد دروغ اينكه تو داراى بعد و وزن و حجمى در قياس * ( حيف بر آنها نبود ، از نور توفيق انعكاس ) تا كه با افكار و اوهام ضعيف و بىاساس * ( در عقيده پاى خود بيرون نهادند از پلاس )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 316 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى