و اعلم انّ الرّاسخين فى العلم هم الّذين اغناهم عن اقتحام . . .
على عليه السلام آن گنجينهء علم و تقوا و درياى بينش و دانش بعد از تفهيم حقيقت امر به آن پرسنده ، از راسخين و استواران در علم را گوشزد مىفرمايد كه خداوند آنها را از اقرار بعلومى كه در پشت پردههاست و نمىدانند بىنيازشان فرموده و اقرار به ناتوانىشان را و آنچه را كه علم ايشان به آن احاطه ندارد مدح فرموده و عدم انديشه در آن را رسوخ ناميده است .
( 7 ) اى كه پرسيدى ز اوصاف جميل كردگار * آنكه مىگرداند اجرام سماء را در مدار
اعتراف ( راسخ فى العلم ) در وصف خدا * نيست با اوصاف نامأنوس و مسجون در خفاء
بىنيازند از ورود مدخل پوشيدهها * يا ز اوصافى كه محجوبند پشت پردهها
يا ز اوصافى كه تفسيرش نباشد آشكار * ( در چنين صورت ز وصف حقّ دارند اعتذار )
آنچه را كه علمشان در آن نباشد كارساز * كرده ايشان را خداوند تعالى بىنياز
پس خدا اقرار ايشانرا بعجز و اضطرار * مدح فرموده بهر عصر و ممرّ روزگار
بهرشان واجب نكرد انديشه اندر كنه و ذات * آن خدائى كه از او باشد وجود كائنات
نام اين ترك تعمّق را رسوخش كرد ياد * ( تا كه اين نكته براى اهل عالم درس باد )
( آل عمران آيهء هفتم بعنوان دليل * بر خلائق نازل آمد از خداوند جليل )
( 8 ) ( پس تو اى پرسنده همواره به قرآن تكيه كن * بر ستون دانش و ديوار عرفان تكيه كن )
اكتفا كن آنچه قرآن ، رهنمائى مىكند * ( هر كجا كه رهنمايت ، رهگشائى مىكند )
( مطلبى كه در خور دركت نباشد ترك كن * هر چه بر تو سالك هشيار گويد ، درك كن )
( آنچه بر آن نيستى انديشه در آن نارواست * و آنچه مأمورش نباشى امتثالش نابجاست )
عزّت معبود را هرگز بعقل خود مسنج * مىشوى آنگه ذليلانه تباه و غرق رنج