در عطايش هيچ تأثيرى نخواهد داشتن * خلق بايد نعمتش را بىشمار انگاشتن
( 5 ) پيش او باشند نعمتهاى پنهان از نظر * ( كز خصوصيّات آن اولاد آدم بىخبر )
نيست ممكن خواستها آن را به اتمام آورند * ( سائلين را گر بود اوج تمنّاها بلند )
اوست بخشايندهاى كه ازدياد خواستها * صورت منفى ندارد از كنوزش كاستها
معنى نقص و خلل در گنج بذلش مبهم است * هر زبان از وصف تعميم عطايش ابكم است
استزادت « 1 » گر كنندى خواستاران روز و شب * بخل را هرگز نمىباشند در ذاشت سبب
امام عليه السّلام بعد از حمد خداوند عالم ؛ براى اينكه پرسنده را به اشتباه و خطاى خود متوجّه سازد و او را از خواب غفلت بيدار نمايد و مدح خدا را به آنچه كه سزاوار اوست به او و حاضرين و خلاصه نسل انسان آموزش دهد و ايشان را از انديشه در ذات لا يتناهى حقتعالى باز دارد بياناتى را ايراد مىفرمايد :
( 6 ) بنگر اى سائل كه پرسيدى ز وصف كردگار * وصف كن پروردگار عالمين را اين قرار
پيروى كن ز آنچه قرآنت هدايت كرده است * با صفاتى وصف كن كه آن اشارت كرده است
رستگارى را بدست آور بنور ساطعش * ( آشنا شو با براهين عميم « 2 » و قاطعش )
آن صفاتى كه نباشد در طريق انبياء * واجب آيد علم آن را واگذارى بر خدا
و آن صفاتى كه ندارد ريشه در متن كتاب * ( بايد از آن با كمال استقامت اجتناب )
آنچه روى جهل ، شيطانت به آن واداشته * ( پس ترا آنگاه مهجور از خدا پنداشته )
در پى آن شو كه بر تو واجب آيد علم آن * مر ترا چون آن بود ، حقّ خداى مستعان
سورهء اعراف آيه 180 در اين مورد فرموده
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
هامش
( 1 ) زياده طلبى
( 2 ) عميم عمومى شده