نظام گستردهء افلاك در صحيفهء آسمان و خلقت حيرتآور اجرام در فضاى لا يتنهاهى و گردش شگفت انگيز و حركت مرموز آنها ، نشانهء وجود يك قدرت بىانتها و نامحدود است كه همگى را در چنبر سيطرهء خود نگه داشته و سرنوشت جمله را در اختيار دارد .
عظمت و بزرگى آفرينش در كاسهء خرد و ظرف مشاعر نمىگنجد و سير انديشه و پرواز خيال بر آن بلندا و اوج ، ناممكن است . هر پديدهاى به زبان قال و يا بلسان حال مذعن ، بيك مبتدع زبر دست ، و مقرّ بيك مقتدر چيره دست مىباشد كه هرگز از ابداع خسته نشود و از انشاء باز نايستند .
آرى سنجش عظمت چنين قادر چيره دست ، بر مقياس عقل و ميزان انديشه در نمىآيد و حجم زمان و حيطهء مكان او را احاطه ننمايد .
پيكرهء عقل در امواج درياى بيكران جلالش همچون پر كاهى لرزان و سر گردان است و طائر و هم در فضاى لا يتناهى او كه از اشباح خالى است ، كام نايافته و دل افروخته ، خسته و كوفته باز گردد . در حالى كه پر و شهپر ريخته و طوق نااميدى به گردن آويخته .
هر پديده در جهان مرآت روى دلبر است * مردم هر ديدهاى آئينهء رخسار اوست
جلوهء ازهار باغ و لالههاى نوبهار * در تماشاگاه عرفان حاصل رفتار اوست
خلقتى با اين بزرگى و شكوه و اعتبار * جملگى در انحصار حيطهء پرگار اوست
پايان مقدمهء جزو دوّم خطبههاى نهج البلاغه