تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
همچو نيست هر ديده‌اى بينا كه در مرآت حقّ * هر چه بيند ، جلوه‌اى داند نشان ذات حقّ پس براى درك اعمال حقائق در جهان * لازم است از واقعيّت‌ها فزودن بر روان لازم آيد بر چنين ادراك ، گوشى حق شنو * چشم بينا و حقيقت بين و گامى پيش‌رو ( قصد فائق ، عزم راسخ ، سعى و صبرى پايدار * شرح صدر و اهتمام و قلب و جانى هوشيار ) ( 13 ) اى شگفتا ، پس چگونه برنيايم بر شگفت * از چنين آراء سست و قلبهاى سخت و سفت از خطا و اشتباه فرقه‌هاى مختلف * بسكه ايشان نيستند هرگز بوحدت معترف در دلائل همچنان دارند با هم اختلاف * مىنيابى بين ايشان در براهين اءتلاف ( فرقه‌ها هر يك به رأى خويش دارند اعتماد * محرز است هر آنچه بر آن مىنمايند استناد ) اعتناء هرگز نكردند انبياء را در سنن * اقتداء را منع كردند از وصىّ مؤتمن گر در ايشان بود بر حقّ رسولان اعتراف * بين‌شان هرگز نبود اينقدر گرد اختلاف نيست ايشانرا به غيب ايمان و حسن اعتصام * اجتناب از شبهه و پرهيز و دورى از حرام
يعملون فى الشّبهات و يسيرون فى الشّهوات : آن فرقه‌هاى مختلف كه دلائل و براهين‌شان در دين با هم اختلاف دارند ( در شبهات به رأى نادرست خود عمل مىكنند و در شهوات از نفس امّاره پيروى مىنمايند .
( 14 ) فرقه‌هائى كه شدند از راه اصلى منحرف * بهر دين پيراستند آراء سستى مختلف شبهه را در رأى سست خود درست انگاشتند * ( رأى غير خويش را از بيخ ، سست انگاشتند ) پيروى كردند از اميال و نفس آمره * از وفا جامى نخوردند همچو قومه غادره « 1 » آنچه به پنداشتندى پيش ايشان بهتر است * فعل‌هاى ناستوده پست و زشت و منكر است هر بدى را بدشناسند و نكو را نيك و خوب * ( پند بر ايشان نمودن پند بر سنگ است و چوب )
هامش
( 1 ) مؤنّث غادر يعنى بىوفا و خائن