برگهاى سبز آن يكسر بزردى مىرسد * گرمى كانون آن آخر به سردى مىرسد
از ثمار آن به مردم نيست حظّ و التذاذ * ( عاقلان ، زين رهگذر عبرت نمايند اتّخاذ )
غور كرده آب آن يكباره رفته بر زمين * خير و نكوئى در آن باقى نمانده در زمين
چون درخت علم را صرصر رسيده از خزان * گلشن رشد و هدايت را گرفته در ميان
رستگارى و هدايت جاى ، خالى كردهاند * عاجلانه ره بسوى كوى جانان بردهاند )
( در سبيل حقّ ، جانرا بر ملامت دادهاند * دهر را بر پيشوايان ضلالت دادهاند )
پس همين دنيا بخواهان ترشروئى كرد بس * با نگاهى ، زهرهء چشمان اهلش برد بس
از دم تيغش رسد بوى هلاكت بر مشام * در شعارش صوت خوف است آشكارا بر انام
پس طعامش جيفه بود و ميوهاش فسق و فساد * ( هر كسى يكنوع سيلى خورد از آن بدنهاد )
حيطهء دنيا سراسر خوف بود و اضطرار * تا خدا فرمود او را بر رسالت انتخاب
فعتبروا عباد اللّه و اذكروا تيك الّتى آباؤكم و اخوانكم بها مرتهنون و عليه محاسبون .
اتّخاذ عبرت از حركات قبيحهء اسلاف و پيشينيان ، باعث عتق و آزادى از گرو سيّئات است و دستيابى به صالحات .
( 4 ) جملگى عبرت بگيريد از جهان زندگى * تا رها گرديد و وارسته ، زبند بندگى
خوار كرد آباءتان را اعتقاد نادرست * همچنين اخوانتانرا كشت باورهاى سست
جملگى بودند بر كردار باطل مرتهن * ( در رهائى ، پاير عزم و جزم و همّت در لجن )
مىشوند آنها بباورهاى واهى باز خواست * ( در سر اقدام جدّى بر نواهى بازخواست )
( 5 ) مىكنم بر جان خود سوگند در اين رهگذر * آنچه مىگويم حقيق است و صحيح و معتبر
عصرتان با عصر آنها وصل بر هم گشته است * عمر چندان بين آنها و شما نگذاشته است
روزگارى بر شما در صلب ايشان جاى بود * رفته رفته تا فراهم شد زمينه بر وجود
از همان ديروز تا امروز چندان بيش نيست * ( غير از اينكه مر شما را عقل دور انديش نيست )
كوته است اين مدّت مذكوره طبق استناد * پس فراموشىّ آن آباء و اخوان از چه باد ؟