خطبهء 87
از خطبههاى آن بزرگوار ( كه در آن مردم را به جهت اختلاف در دين و اعتقاد بر آراء باطله و پيروى نكردن از پيغمبر ( ص ) و امام سرزنش مىنمايد .
( 11 ) در پى حمد خداوند و تحيّت بر رسول ( ص ) * ( لب گشود آن سرور دين روى حكمت بر مقول )
قادر قاهر نكوبد سركشانرا در جهان * جز كه ايشان را دهد تمهيل « 1 » و فرصت قبل از آن
( چون جهانرا كردگار ، اين گونه تكوين كرده است * سرنوشت خلق را ، با علم تدوين كرده است )
بر شكست استخوان امّتى مرهم نكرد * قبل از آنكه جملگى را كرده باشد غرق درد
( امّتى را درستم ، گر بر صبورى حال نيست * بر چنين امّت صداى طبل استقبال نيست )
( پس صبورى در ازاء ظلم ، راه رستگيست * تكيه بر امداد يزدان ، پايگاه رستگيست )
معضلاتى كه شما را كرده بر خود پايبند * جاى كسب اعتبار است و مقام اخذ پند
تودههائى از مصائب كه از آنها رستهايد * بهر خويش آيا از آنها بار عبرت بستهايد ؟
( تا شما را آگهى بخشد كه طىّ روزگار * ظالمان را از سرير آرد به پائين كردگار )
( هر بلاء را انتهائى هست و هر غم را زوال * هر ستم را انتقام و هر گناهى را نكال )
امّا هر صاحب قلبى صاحبدل ، و هر صاحب گوشى شنوا ، و هر صاحب چشمى بينانيست تا حقائق را بفهمد و از گشت زمان و گذشت روزگار عبرت بگيرد :
( 12 ) ليك هر دارندهء قلبى نباشد هوشيار * تا كه عبرت گيرد از گشت و گذار روزگار
همچنان هر صاحب گوشى نباشد حق نيوش * تا حقائق را كند از راه عقل و هوش گوش
هامش
( 1 ) فرصت و مهلت دادن