تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
آنچه در آن ديدهء بينش نباشد كار ساز * در چنين هنگام ، از انديشه بايد احتراز ( درك آن علمى كه بر اوتاد دارد اختصاص * نيست اعمال نظر در آن كسى را ، جز خواص ) ( پس اگر علمى كه روى وحى باشد استوار * روى دوش فرقه‌اى معدود باشد برقرار ) ( پيروى از صاحب اين علم و عرفان رستگيست * گر خلاف آن بود دل بر ضلالت بستگيست )
پس آنجا كه من براى شما حجّتم نبايد در مورد عترت نبى اكرم ( ص ) ناآگاهانه چيزى بگوئيد كه از آن نهى گشته‌ايد فلا تقولوا بمالا تعرفون فانّ اكثر الحقّ فيما تنكرون . قسمتى از همين خطبه ( كه از تسلّط بنى اميّه و فوريّت انقراضشان خبر ميدهد ) حتّى يظنّ الظّانّ انّ الدّنيا معقولة على بنى اميّة . بنى اميّه با تسلّط عينى بر مردم و تصرّف بلاد مسلمين و قتل مردان خداپرست و غارت اموال و اعمال زور ، چنان مركب طغيان بجولان در آورند كه خداپرست ظاهر بين تصوّر كند كه دنيا مملوك بنى اميّه است . ولى در مرآت بينش و پيش بينى امام ( ع ) تصوير آينده حقيقى است . نه مجازى .
( 19 ) زور اولاد اميّه چشم‌ها را پر كند * آنچنان كه قهر ايشان خلق را دلخور كند خانه‌ها را مىكنند از اصل و بنيان زير و رو * كشته گردد هر كه با آن قوم گردد روبرو خلق را بندند بر پا ريسمانى از نكال * آنچنان كه زانوى اشتر مقفّل در عقال تا كه در زعم مسلمانان ساده ، اين جهان * جملگى مملوك ايشان است يكسر بىامان سود خود را بذل ايشان مىنمايد روز و شب * ( روى ايشان مىگشايد باب‌هائى از طرب ) اشتر او را همى دوشند نقد و رايگان * بهره‌اى از آن نمىگردد نصيب ديگران سيف‌شان از فرق امّت لحظه‌اى كوتاه نيست * ( سهم آنها لذّت است و سهم ما جز آه نيست ( از طريق سيطره اعمال قدرت مىكنند * ثروت و اموال‌مان را نقد غارت مىكنند )
ولى ظنّ و گمان مردم ساده محتوائى از حقيقت در بر ندارد و جز اثر نامعقول