بجاى نگذارد . پس چنين ظنّ و گمان از زاويهء امام ( ع ) ، معلول و سقيم شناخته مىشود .
آن گمان دارنده را ظنّ از خطا سر زد برون * ( تا كه آخر در محاذات حقيقت شد زبون )
ظنّ او در جنب خود دارد ، قرينى چون دروغ * ( در قياس آيد بسان شهدناب و آب دوغ )
بلكه ملك و سلطهء آل اميّه بس كم است * رونق بازار ايشان با خبائث مدغم است
از حكومت بهر ايشان است حظّ اندكى * مثل طعم قند و حلوا ، در مذاق كودكى
جرعهء آبيست گويا در دهانى اندرون * آنكه مىنوشد ننوشد باز گرداند برون
ظلم را بنيان و ريشه در خبائث گفتهاند * ( ناهيا ) بر انقراض ملك باعث گفتهاند
پايان خطبهء 86