خطبهء 88 از خطبههاى آن حضرت ( كه در آن از بعثت نبىّ اكرم ( ص ) و زمان جاهليّت بحث كرده و مردم را موعظه فرموده )
حىّ منان ، بارى سبحان ، خداى مهربان * ( بر هدايت اصطفاء كرد انبياء را در جهان )
( 1 ) خاتم پيغمبران را سوى مردم برگزيد * ( آن زمانكه قلب ايشان در جهالت مىطپيد )
آن زمانكه خار فتنه چشمها را مىگزيد * قلبها بودند از فيض هدايت نااميد
آن زمان كه زهد و تقوى داشت حكم كيميا * دهر خالى بود و عارى از وجود انبياء
( 2 ) آن زمانكه عصر فترت بود و عهد انحطاط * رفته بود از انبياء آثار نظم و انضباط
آنزمانكه مردمان را جهل ، مفتون كرده و بود * خواب غفلت ، اختيار از دست ايشان برده بود
آن زمان كه قلب مردم از غرور آكنده و بود * جهل را در عرصهء نخوت هويّت زنده بود
چونكه از عيسى مسيحا تا زمان مصطفى * خالق علم رسولى را نفرمود اصطفاء
سازمان كارها بودند از هم ريخته * زور و ظلم و غارت و دزدى بهم آميخته
قومها بر همديگر نارستيز افروخته * خانهء امنيّت اقشار مردم سوخته
دهر ، نور خويش را از خلق پنهان ساخته * ( تا برادر بر برادر تيغ و شمشير آخته )
آن زمان از جانب معبود ، پيغمبر نبود * تا رهاند خلق را از قهقرائى از خمود
رستگارى كه همان نور معارف بود و بس * خلق را بر آن نبود امكان اخذ و دسترس
تا جفاى دهر گردد بر خلائق آشكار * ( كاين سراى پنج و شش روزى ندارد اعتبار )
عدم اعتبار دنيا در اين است كه سبزى دروغين برگش با خزان پيرى و حوادث به زردى درآيد و گرمى ظاهر كانونش با ملاحم و پيشامدها به سردى گرايد .