الم اعمل فيكم بالثّقل الاكبر . . . آيا با شما طبق وحى لا يتغيّر آسمانى و قانون لا يتحوّل الهى رفتار نكردم ؟ آيا وديعهء گرانبهاى عترت پيغمبر ( ص ) را بعنوان هادى در ميان شما نگذاشتم ؟ پس چرا . . . ؟
( 17 ) بر شما آيا نكردم حمل آن بارگران * يعنى رفتارم نبود آيا كتابى بينتان ؟
بر شما آيا نياوردم كتاب ايزدى * رسمتان آيا نكردم خطّ مشى سرمدى ؟
بينتان نگذاشتم آيا دو سبط مصطفى * آن جوانان بهشت جاودان و با صفا ؟
( مصطفى را نور عين و مرتضى را جانشين * تا شما را رهنمون باشند سوى نور و دين )
( حمل كردم سوىتان بار ثقل را دوش خويش * دمبدم برتر نهادم گامها را هر چه بيش )
منظور مبارك امام عليه السّلام از بار ثقل ، قرآن كريم و دو فرزند و نور عين اوست كه قرآن را بعنوان بار ثقل اكبر ، و فرزندان را بعنوان بار ثقل اصغر معرّفى فرموده . و قال النبي ( ص ) : انّى تارك فيكم الثقلين ، احدهما اكبر من الآخر كتاب اللّه حبل ممدود من السّماء الى الارض ، و عترتى و اهل بيتى لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض .
بر شما آموختن قانون حق را در حلال * ( از مسائل آنچه لازم بود ، دادم انتقال )
در شريعت بر حرام و شبهه واقف ساختم * ( روحتانرا بر كمال و علم ، عارف ساختم )
از عدالت بر شما دادم لباس عافيت * تا از آن افتاد بر جان انعكاس عافيت
بر شما آموختم راه نجات و التجاء * باز كردم رويتان باب نجاح « 1 » و ارتجاء « 2 »
دعوى معروف گشتم از ره گفتار خويش * گستراندم از رضاى حقّ در كردار خويش
بر شما اخلاق نيكم را نمودم آشكار * تا نمودم بنيهء اخلاقتان را استوار
بر حمائد بر فزودم ، از ذمائم كاستم * جانتان را بر اساس خوى نيك آراستم
( 18 ) پس بپرهيزيد از تدبير و رأى نادرست * آن تدابيرى كه از بنياد ، مخدوش است و سست
هامش
( 1 ) رستگارى
( 2 ) اميدوارى