( 8 ) عدل را با خود ملازم ديد و همدم در حيات * ( تا وصيّت كرد آن را بر بنين « 1 » و بر بنات )
( گشت از افراط و تفريط و تجاوز بر حذر * بهتر از عدل و صداقت نيست او را در نظر )
اوّلين عدلش همين بس كه برّى شد از تباب « 2 » * تا كه با فرزانگى ، كرد از گناهان اجتناب
( چون كه مرد از بهر تعديل علوم دين خويش * لازم است از نفس گيرد راه استدبار « 3 » پيش )
حقّ را گفت و كثيرى را به نيكى امر كرد * طىّ كرد اين راه را آن نيكمرد رهنورد
( چونكه هر كس را نباشد طبق گفتارش عمل * پند و وعظ او بيفتد پيش مردم بىمحلّ )
( درج شد در سورهء صفّ از چنين تبيان مقول « 4 » * كز چه گوئيد آنچه را كه در عمل داريد عدول ؟
( در ميان گوئيد ( كيت كيت « 5 » ) روى اعتماد * در عمل گوئيد ليكن ، اى عمل « حيدى حياد « 6 » » )
گرد خشم ايزدى ، آن قوم بر خود خواستند * ( كاعتبار كرده را در پيش گفته كاستند )
( 9 ) او زمام اختيارش را به قرآن واگذاشت * ( تا كشد آنجا كه وحى آسمانى ميل داشت )
پس كتاب آسمانى ، گشت او را پيشواى * ( ميبرد تا التقاء ، محكم نمايد با خداى )
مىرود آنجا كه قرآن بار ايحاء « 7 » مىبرد * ( جملهء اعمال و رفتارش ز قرآن مستند )
جاى مىگيرد در آنجا كه مقام پاك اوست * ( گو كه بيند آنچه راز سينهء افلاك اوست )
( در عزيمت سوى ايزد ، نيست از قرآن بدور * عشق مىورزد هماره ، با هزاران شوق و شور )
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً
« 8 » قرآن ناطقى است كه زبانش خسته نمىشود و بيتى است كه اركانش ويران نمىگردد و غالبى است كه يارانش منهزم نمىشود قرآن ، زبان گوياى حقّ است و ترسيم كننده خطّ مشى عالم بشريّت .
هامش
( 1 ) پسران به عربى
( 2 ) زيانكارى
( 3 ) پشت كردن
( 4 ) گفتار
( 5 ) چنين و چنان مىكنم
( 6 ) از ما دور شو
( 7 ) وحى كردن
( 8 ) سورهء اسراء ، آيه 8