خطبهء 86
از خطبههاى آن حضرت ( كه در آن صفات كسى كه خداوند او را بسيار دوست دارد و شخصى كه او را دشمن دارد بيان فرموده و مردم را به پيروى ائمّهء عليهم السّلام ترغيب نموده است ) ( 1 ) بندگانا :
بينتان بر خالق عالم احبّ بندگان * آن بود كه روشن است او را به نصرت ، ديدگان
بر عليه نفس ، يارى كرده او را كردگار * گشته او را در توانبخشى به رغم نفس ، يار
( عقل او را تقويت بخشيده روى التفات * تا نگه دارد تمام كارها را در ثبات )
داده روى فكر و انديشه شعار خود قرار * آنچه در دل نقش مىبست از رضاى كردگار
خوف را در دل مجسم كرد و خود را زنده ساخت * ( تا بدين سان خويش را بر حىّ داور بنده ساخت )
پس ، ضيائى از حقيقت ، بر دل او اوفتاد * تا بدل گرمى و ايمان ، كرد بر حقّ اعتماد
( از معارف گشت آخر مستفيد و بهرهور * از جهالت رست و گشت از واقعيّت با خبر )
با عنايات خدا تهييج گرديد از ركود * سفرهء نعمت بروز واپسينش بر گشود
( بر عبودت تكيه زد ، چون واقعيّت را شناخت * روى تقوى و توانائى معاد خويش ساخت )
دور را نزديك ديد و گشت با آن آشنا * ( مرگ را يعنى به چشم خويش ديد و بر ملا )
مرگ را كه قوم غفلت پيشه پندارند دور * او همى بيند كه آن را هست اكنون در حضور
( غافل از آن نيست در ميدان جنگ و بسترش * چونكه مرگ هر لحظه ، هر دم ، سايه دارد بر سرش )
كرد آسان سختى و تشويش رجعت را به زاد * تا فراهم گردد او را توشهء يوم التّناد
پس آن مرد با تفكّر و انديشهء صحيح در اعتقاد ، و تدبّر و تعمّق در مبدأ و معاد ، در طريق حقيقت قدم نهاد و به مقصد حقيقى ره گشاد :