تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
بين اين و آن مسافتهاست ، بعد مشرقين * پس نبايد از دروغ آسيب يابد نور عين راستگو بر رستگارى و رهائى مشرف است * ( اين نويد بهجت‌آميز از ديار هاتف است ) ( عامل خوشبختى هر قوم ، باشد راستى * راستى را نيست هرگز انكسار و كاستى ) كاذبان را كذب طوق تيره‌بختى معطف « 1 » است * ( سرنوشت زشت‌شان بر كوى ذلّت مشرف است ) پس دروغگو در لب چاه است و مشرف بر فرود * او از اين عمر گرانمايه چه حاصل ديد و سود ؟ ( 12 ) از حسد مهجور باشيد و ز بدخواهى و رشك * چون خورد ايمانتانرا همچون آتش چوب خشك دشمنى با هم نبايستى نمودن چونكه آن * قاطع ارحام و خيرات است بطن هر زمان ( 13 ) آرزو بر اشتباه عقل عامل مىشود * ( در جهات معنوى ، با او مقابل مىشود ) ياد پاك حىّ مطلق را ز خاطر مىبرد * ( جامهء توفيق و ثوب اعتلاء را مىدرد ) پس شما هرگز ندانيد آرزو را جز دروغ * چون سراب است و ندارد رنگ و بوئى از فروغ ناهيا از آرزوها نيست حاصل جز فريب * پايبند آن نگردد مرد هشيار و لبيب « 2 »
پايان خطبهء 85
هامش
( 1 ) گردن خردمند ( 2 ) گردن خردمند