تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
مكيدت شيطان در رابطه با پيروان ، و استدراجش در مورد ايشان ، و ارتهانش دربارهء وابستگان
( 35 ) پيرو خود را باستدراج ، مرهون مىكند * با فريب و خدعه و نيرنگ ، مفتون مىكند از ره تسليم و طاعت زير فرمان مىبرد * گوئى آن بىچاره را بر خود گروگان مىبرد آنزمان انكار دارد آنچه زينت داده بود * با اهميّت شمارد آنچه آسان مىنمود تا كه ايشان را از آن چيزى كه ايمن كرده بود * بىمحابا لب بترسانيدن از آن بر گشود سورهء انفال از اين موضوع حكايت كرده است « 1 » * آيهء مبسوط و شيوائى قرائت كرده است در نبرد بدر ، آن باطل گراى و خودپرست * وعده‌اى كه داده بود ايفاء نكرد و پس نشست
ام هذا الّذى انشأه فى ظلمات الارحام . . . . خلقت انسان در تاريكىها . . . . قسمتى از خطبهء 82 ( در كيفيّت آفرينش انسان و حالات او در دنيا و اخذ عبرت از گذشتگان و وصيت به توبه )
بحث را در بعدپند ، هر چند كوته ساختم * ليك از ماهيّت ابليس آگه ساختم ( پس كنونكه آگهيد از شرّ و كيد اين عدو * بر نجات خود رهى بايد نمودن جستجو ) ( 36 ) گويم آيا از روند خلق انسان بر شما * تا چگونه خلق كرده خالق حبّ « 2 » و نوى ؟ بر وجود آورد در ظلمات ارحام و بطون * در ميان پرده‌هاى بطن و استار « 3 » اندرون خلق فرمود از منى و آب بىمقدار و دون * بين احشاء شكم در مادر از يك بسته خون بچّه بود و در پى آن گشت طفل شير خوار * گريه مىكرد از ملال و ناتوانى زار زار نوش جان مىكرد از پستان امّ خود نوال * تا بر آمد بر سنين احتلام « 4 » و اعتدال
انسان : ( پديده‌اى شگفت انگيز در دستگاه آفرينش ) موجودى كه گاهى از فلك مىگذرد و
هامش
( 1 ) آيهء 48 ( 2 ) فالق حبّ و نوى شكافندهء دانه و هسته در زمين ( 3 ) پوششها ( 4 ) انزال منى در خواب