تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
حتّى اذا انصرف المشيّع . . . تشييع كنندگان ، او را به گورستان بردند و بر خاك سياهش سپردند و بدودمانش برگشتند و خوان تغزيت گستردند . در حالى كه او از شدّت ملال و وحشت سئوال پريشان بود و بيحال .
( 42 ) يار و اعوانى كه با تابوت بردند ، آمدند * با نوا و نوحه بر خاكش سپردند ، آمدند حال انكه او پريشان است و مدهوش از ملال * ( در گرو مانده به گور خود محاذى « 1 » با سئوال ) ( وحشت عظمى گرفته جان او را بىامان * وحشتى كه ناشى از خوف است و هول « 2 » امتحان ) نوك لب آهسته گويا ميپراند اين بيان * ( كاى خدا بر من ببخش و باز گردان بر جهان ) ( تا مگر انديشهء خود را بيارم روى كار * عهد بندم با تو آن عهدى كه باشد استوار ) ( در مقابل گفته شد گويا بنجوا اين سخن * كاى فلانى وقت توبه نفله كردى بىثمن ) ( مشكلاتى كه براى او شمردم بود كم * مشكلاتى هست او را كه برون است از رقم ) اعظم آنها نزول آب گرم است و حميم * همچنان سوزاندن و پرتاب كردن بر جحيم التهاب نار سوزان و صداى آتش است * بردنش با آن پريشانى به پاى آتش است
عذاب بلا انقطاع و آتش بلا انطفاء او را فرا گرفته نه قوّتى دارد كه دفع نمايد و نه قدرتى كه رفع كند .
( 43 ) انقطاعى نيست بر درد و عذاب او دمى * تا بياسايد پس از تنبيه طولانى كمى همچنان آسايشى ، او را نباشد روز و شب * تا بكاهد از وجود خويش لختى از تعب پيكرش را رنج مىبخشد مداوم حرّ و تف * قدرت آن را ندارد تا نمايد بر طرف ( دفع آلام و مساوى « 3 » را ندارد در توان * لحظه‌اى از درد و رنج و غم نباشد در امان ) نيست او را خواب اندك در ممرّ روز و شب * آرزو دارد كه لختى بهره گيرد از طرب مىرسد رنج و شكنجه بر وجودش دمبدم * دردهاى سخت و رنجه بر وجودش دمبدم
هامش
( 1 ) مقابل ( 2 ) هراس ( 3 ) بديها