تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
( ديگر از اندام او پاشيده از هم تار و پود * پس مر او را نام و آثارى نمانده از وجود ) ديگر آن اندام رعنا از طراوت اوفتاد * استخوانها در پى هم گرد گشت و رفت باد حال آنكه قبل از آن نيرو و قدرت داشتند * بهر هر كارى توان و زور و قوّت داشتند در گرو مانده روان‌ها زير كوهى از گناه * ديگر ايشان را نخواهد داشت سودى انتباه ( بهرشان از علم و راز غيب حاصل شد يقين * بر ملا شد دوزخ و قبر و قيامت رأى عين ) هيچگاه امكان نباشد بر ثواب افزون كنند * يا گناه از نامهء اعمال خود بيرون كنند
او لستم ابناء القوم و الاباء و الاخوانهم . . . . آيا شما اولاد و انجال گذشتگان نيستيد كه از رويّهء آنها متابعت مىكنيد و در راهى كه رفته‌اند قدم مىنهيد ؟ پس آگاه باشيد كه شما نيز آن سرنوشت را خواهيد داشت ، و بر انسال بعد از خود عبرت خواهيد شد .
( 25 ) نيستيد آيا شما ابناى اقوام سلف * در رويّه ، در طريقه ، در سليقه ، در شرف ؟ آن رهى كه رفته‌اند اكنون شما را زير پاست * مركبى كه رانده‌اند همچون شما را زير پاست ( بر شما هم سرنوشتى مثل ايشان پيش روست * گر بعبرت ديده وا كرديد شايان و نكوست ) ( ور نباشد چشم عبرت بين و عقل كارساز * برده‌اند از دستتان گوى سباق و امتياز ) ( 26 ) قلب‌ها در جستجوى بهرهء خود كاهلند * از نصيب خويش ، از رشد و هدايت غفلتند پيروان و سالكان غير راه فطرتند * راه عصيان مىروند و در طريق غفلتند حمل تكليف خدا ، گويا زايشان ساقط است * واجبات شرع در دنيا ، ز ايشان ساقط است اين تكاليف خدا بر غير آنها آمده * طالبان عيش گويا بر تماشا آمده رستگارى بين‌شان تحصيل مال دنيويست * آنچه مفهومى ندارد زاد و برگ اخرويست
قسمتى از همين خطبه ( كه محتوى مواعظ دلنشين است و اندرزهاى دلنواز ) كه هشدارهاى تكان دهندهء امام ( ع ) عزيز را در لوح جان به آب زرنگارش مىنمايد .