تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
زاد و برگ خويش را برداشت و توشه بر سبيل * ( با خبر بود از مثال خواب نوشين بر رحيل ) ( با خبر بود از مزاج جام و كأس زنجبيل * يا كه آگه بود از طعم شراب سلسبيل ) توشه را بر خود مقدّم كرد ، زيرا اين نسق * بىگمان باشد نشان ارجحيّت در سبق فاتقوا اللّه الذى انتم اليه ترجعون * ان نقول ربّنا انّا اليه راجعون عزم‌تان سوى همان باشد كه روى فطرت است * چون عبادت كه شما را آرمان خلقت است بر حذر باشيد از آن چيزى كه نهىاش گفته‌اند * ( و آنچه را كه در خصوص منع ، وحىاش گفته‌اند ) تا به خود يابيد استحقاق اسكان در بهشت * در حقيقت خرمنى برداشت آخر هر كه كشت چونكه او در وعده و انجاز وعده صادق است * بند و بست كار در دست خداى راتق است
جعل لكم اسماعا لتعى ما عناها . . . قسمتى از همين خطبه ( در بيان خلقت بدن انسان و ذكر نعمت‌هاى حقتعالى و ترساندن از هول و وحشت صراط و ترغيب به تقواى است )
( 19 ) خالق اين كون و امكان و خداى اين نسم * خلق كرده اين نظام و سازمان را از عدم خلق كرده بر شما در جانبين سر دو گوش * حافظ اصوات بيرون ، در وظيفه سخت كوش بر شما محفوظ مىدارند صوت دلنشين * لذّت صوت حزين و صوت شادى آفرين از قواى باصره همچون دو ديده آفريد * تا شويد از التذاذ حسن رؤيت مستفيد ( جاى استقرارشان بالاى گونه برگزيد * سايه بانى همچو ابرو روى آنها بر كشيد ) ( عضوها را شامل اعضاى ديگر كرده است * در مثل بر دست ، انگشتان مقدّر كرده است ) ( بهر انگشتان رگ و ناخن معيّن كرده است * تا بدين سان عضو انسان را مزيّن كرده است ) آفريده كلّ اعضاء را به تركيب صور * هر يكى در بهترين موضع قويم و مستقر با بدن‌هائى كه تركيبات آنها قائم است * ( هر كدام از عضوها بر عضو ديگر لازم است ) با قلوبى كه ز روى درك و تدبير و خرد * روزى مقدور اعضاء را به آن‌ها مىبرد ( روزى دين و معارف ، روزى علم و عمل * جملگى را مىرساند بىدريغ و بىخلل )