تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
در چنان حالى كه از اعطاء و الطاف خدا * مستفيد و بهره‌ور بودند هر صبح و مسا موجبات منّت او بر خلائق ظاهر است * گر نپنداريد باور ، مر شما را قاهر است آنكه او بر آفرينش داده نور انتظام * از شما گيرد بحذف تندرستى ، انتقام ( پس شما را عافيت ، در زندگانى نعمت است * گر ز نعمت قدردانى بر نيامد ، نقمت است )
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
« 1 » يكى از نعمت‌هاى بيشمار خداوند كه به شما اعطاء فرموده ، ممهوريّت كارنامهء مدّت عمر است كه كسى نمىداند عمرش چقدر خواهد بود ، و آن در نظام آفرينش و گسترهء خلقت بسيار انسان ساز است .
( 20 ) جمله‌اى از بذل و فضل و نعمت پروردگار * بر شما تحديد اعمار است و تعديد قرار نيز آن را از همه مخفى و پنهان داشته * پس شما را در جهان مانند مهمان داشته ( كس نداند در بساط اين جهان و اين نظام * در كدامين روز خواهد يافت عمرش اختتام ) سر رسيد عمر گر چه از نظرها در غشاست * ليك در سازندگى نقشى عميم و پر بهاست ) نعمتى ديگر ز اسلاف و قديمان عبرت است * و آنچه از دنيا به ايشان حظّ نفس و لذّت است از فراخى و رفاه و التذاد و عيش و نوش * و آن چه مىخوردند از اطعام دنيا نوش و نوش داشتند از مال و ملك و سير و گشت و ساز و برگ * تا بهنگاميكه بر حلقوم ايشان دست مرگ مرگ فى ما بين‌شان پاشيد گرد افتراق * تا در افتادند هر يك بر ديارى از فراق ( بر نچيدند از زروع دار دنيا خوشه‌اى ) * جمع نكردند از جهان پنجروزى توشه‌اى در زمان تندرستى با وجود اختيار * بهرشان ممكن نشد توفيق اخذ اعتبار
فهل ينتظر اهل بضاضة الشّباب الّا حوانى الهرم . . . . عنفوان جوانى و توانائى به بن بست پيرى و خميدگى مىرسد . و غضارت « 2 » صحّت و تندرستى به بستر سقم و بيمارى
هامش
( 1 ) سورهء ابراهيم ، آيهء 34 ( 2 ) غضارت خرّمى و نيكو حالى