تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
خدا بترسند . مانند ترسيدن كسى كه پند را بشنود و قلبا تقبّل نمايد .
( 15 ) بندگانا فاتّقوا اللّه بسان آنكه او * بر نيوشد پند را و در عمل گيرد نكو گر زنادانى و غفلت مرتكب شد بر گناه * بر گناهش معترف گشته بداند اشتباه بر حذر گرديد از خشم و عذاب كردگار * در قبال آن حذر ، آورد طاعت روى كار روز رستاخيز را باور نمود و اعتماد * روى آن باور ، بدل پرداخت و وضع اعتقاد با قبول وعظ و پند دلپذير و دل‌نشين * ( بس تقدّم يافت در خير و گرايش بر يقين ) از قيامت بر حذر كردند و ترسيد از حساب * از گناهش منع كردند و از آن كرد اجتناب ( 16 ) امر ايزد را اجابت كرد و گردن بر نهاد * دور گشت از گمرهى و يافت راه انقياد كرد در هر مشكل و معضل به عقل خود رجوع * ( با خرد دريافت ، علاج واقعه قبل از وقوع ) با تعقّل يافت راه بازگشت خويش را * با انابت بارور گرداند كشت خويش را بر امامان ، مقتدى شد با كمال پيروى * ( با تفكّر پاى كوته كرد از هر كجروى ) در طريقت راه را بر او نشان دادند و ديد * ( بىامان در آن قدم برداشت از دل آرميد پس شتابان طالب حق گشت روى اختيار * با فرار از جهل و نادانى شد آخر رستگار كرد با آزادگى كسب ذخيره بر معاد * ريخت بنيان بقا را از طريق اعتقاد
استظهار و كسب توشه ، از طريق طاعت به آفريدگار جهان ، و خدمت به آفريده شدگان ، خصلت رادمردان است و سيرت آزادگان . ( باز در توصيف همين مرد متّعظ و پند پذير چنين آمده است ) .
( 17 ) با اطاعت از خداى خويش و خدمت بر عباد * كرد محكم تكيه‌گاه خويشتن را در معاد زاد خود افزود از دنيا براى روز كوچ * ( از چنين دنيا كه خواهد گشت آخر هيچ و پوچ ) توشهء خود را مهيّا ساخت آخر بر سفر * آن قدر كه احتياجش بود در اين رهگذر