خدا بترسند . مانند ترسيدن كسى كه پند را بشنود و قلبا تقبّل نمايد .
( 15 ) بندگانا فاتّقوا اللّه بسان آنكه او * بر نيوشد پند را و در عمل گيرد نكو
گر زنادانى و غفلت مرتكب شد بر گناه * بر گناهش معترف گشته بداند اشتباه
بر حذر گرديد از خشم و عذاب كردگار * در قبال آن حذر ، آورد طاعت روى كار
روز رستاخيز را باور نمود و اعتماد * روى آن باور ، بدل پرداخت و وضع اعتقاد
با قبول وعظ و پند دلپذير و دلنشين * ( بس تقدّم يافت در خير و گرايش بر يقين )
از قيامت بر حذر كردند و ترسيد از حساب * از گناهش منع كردند و از آن كرد اجتناب
( 16 ) امر ايزد را اجابت كرد و گردن بر نهاد * دور گشت از گمرهى و يافت راه انقياد
كرد در هر مشكل و معضل به عقل خود رجوع * ( با خرد دريافت ، علاج واقعه قبل از وقوع )
با تعقّل يافت راه بازگشت خويش را * با انابت بارور گرداند كشت خويش را
بر امامان ، مقتدى شد با كمال پيروى * ( با تفكّر پاى كوته كرد از هر كجروى )
در طريقت راه را بر او نشان دادند و ديد * ( بىامان در آن قدم برداشت از دل آرميد
پس شتابان طالب حق گشت روى اختيار * با فرار از جهل و نادانى شد آخر رستگار
كرد با آزادگى كسب ذخيره بر معاد * ريخت بنيان بقا را از طريق اعتقاد
استظهار و كسب توشه ، از طريق طاعت به آفريدگار جهان ، و خدمت به آفريده شدگان ، خصلت رادمردان است و سيرت آزادگان .
( باز در توصيف همين مرد متّعظ و پند پذير چنين آمده است ) .
( 17 ) با اطاعت از خداى خويش و خدمت بر عباد * كرد محكم تكيهگاه خويشتن را در معاد
زاد خود افزود از دنيا براى روز كوچ * ( از چنين دنيا كه خواهد گشت آخر هيچ و پوچ )
توشهء خود را مهيّا ساخت آخر بر سفر * آن قدر كه احتياجش بود در اين رهگذر