تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
خلق را آنگه برون آرد خداوند از قبور * از مغارات « 1 » سباع و آشيانهاى طيور از ميادين جهاد و از محالّ كارزار * ( از صحارى و برارى زير آشكوب « 2 » و بحار ) حال آنكه جملگى فرمان حق را مىبرند * اضطرارا بر معاد خود به تندى مىروند ( 10 ) قومى از آنها بر وى پا ، خموش و ساكتند * بر قعود و نطق قادر نيستند و صامتند خالق عالم به ماهيّات آنها ناظر است * ( آنچنانكه بر تمام كون و امكان قاهر است ) يسمع الدّاعى نداى دعوت حق بر همه * عرصه را پوشانده از هر سو لبوس واهمه ( 11 ) مگر و حيله در چنين روزى نيايد روى كار * آرزوها قطع گردند و مقاصد تار و مار كند گردد در حناجر حدّت اصواتشان * بسكه ايشانرا گرفته وحشت ميقاتشان مىرود سيل عرق از فرط گرما و دما * از فراز فرق و صورت ، تا سر انگشتان پا همچنان داخل شود ، مقدار افزونى از آن * ناگزير از قسمت بالاى لب‌ها بر دهان واهمه از كيفر آثام در دل‌ها بس است * هر دلى از ترس آنچه جرم دارد واپس است صوت داعى را بسى ضمن بلندى هيبت است * بر تميز خير و شرّ و حقّ و باطل علّت است صوت او در باب كيفر لرزه بر جان افكند * در خصوص ذكر اعمال قبيح و زشت و بد
عباد مخلّقون اقتدارا . . . خلايقى كه نقش و رفتار دنيا با آنها بيان شد و كيفيّت معاد و مآب شان عيان گرديد ، بندگانى هستند كه آفريده شده‌اند ، در فطرت و سرشت ، و رام گرديده‌اند در كمند سرنوشت .
( 12 ) مردمى هستند و مخلوقى مقيّد بر زوال * طبق قانون الهى مستفيدند از نوال از عدم موجود گشته درّ هستى سفته‌اند * بعد ، با قانون رجعت در مقابر خفته‌اند بندگانند و عباد جان سپرده بر قبور * هستهء اندام ايشان ريزه ريزه در قبور بنيهء ابدان ايشان جمله بر هم ريخته * روز محشر يكّه و تنها ز خاك انگيخته اجر خير و شرّ خود را پيش‌رو آويخته * خاك گور و مرقد خود را به چشمان بيخته
هامش
( 1 ) مغارات كهف‌ها ( 2 ) آشكوب سقف
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 255 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى