اوصيكم عباد اللّه بتقوى اللّه . . . .
( تقوى خمير مايهء حسنات است و ماحى « 1 » سيّئات ) هيچ عملى بدون تقوى آبستن حقيقت نمىشود :
( 4 ) بر شما متن وصيّت را نگارش مىكنم * جمعتان را جانب تقوى سفارش مىكنم
سوى تقواى خدائى كه شما را آفريد * بهر ارشاد شما و ما مثلها گستريد
با حكايت از زبان وحى گشته يارتان * تا نباشد سستى و غفلت ميان كارتان
مدّت آجالتان « 2 » را هم معيّن كرده است * كسوت شخصيّت و انجاز بر تن كرده است
بسط روزى داده و امكان افزون در معاش * ( موجبات راحتى را جمع كرده بر معاش )
جملهء كردارتان را مىنگارد نيك و زشت * اجرتان را نيز خواهد داد دوزخ يا بهشت
بر شما بخشيده نعمت ، بىدريغ و بىشمار * بيمتان داده است با برهانهاى آشكار
در شمار آوردتان در اينجهان پنجروز * ( تا كدامين حق پرستيد و كدامين كينه توز )
صاحب جان شما قبل از تولّد تا ممات * مالك نفس شما و رشتهء عمر و حيات
دنيا محلّ امتحان است و جاى كسب اعمال ، و آخرت مكان رسيدگيست و بازتاب افعال .
( 5 ) مىشود در دار دنيا آزمايش هر كسى * روز محشر ليك خواهد شد به آنها بررسى
پس به دنيا دل نبنديد و تمايل ، با هوس * از فراز چشمه ، آب آن گل آلود است و بس
ليك ، آن در ديدگاه اهل دنيا دلكش است * ( در نگاه اهل دل اسب چموش و سركش است )
گر چه در ظاهر نمايد دلپسند و دلپذير * اهل خود را مىكشد از اوج انسانى به زير
( اين عجوزه گر چه دل را بر تماشا مىكشد * ليك با غدر و ريا هر روز شوهر مىكشد )
( 6 ) مىفريبد اهل خود را اين غرور پر هوس * در قبال اين هوس خود نيز نابود است و بس
هامش
( 1 ) ماحى محو كننده
( 2 ) اجلها