در دل آن جملهء كوته ، معانى خفته است * يا به تعبير دگر آنچه ندانى خفته است
در جهان بر اهل حكمت نيست روشن عمق آن * مثل آن را بر كسى امكان نباشد در جهان
على الخصوص كه جملهء حاضر با جملهء ( من ابصر اليها اعمته ) قرين و همراه باشد آنزمان ديگر نهايت آن را نمىتوان ديد و حقيقت آن را نمىتوان يافت .
خاصّه گر با آن دگر همراه باشد در بيان * آن زمان اهل خرد انگشت حيرت در دهان
پس تفاوت در ميان اين دو جمله واضح است * ليك تفسير و بيانش با امام ناصح است
( ناهيا ) شعر تو در تفهيم خطبه نارساست * پس ترا بازى در اين ميدان بازى نارواست
پايان خطبهء 81