الهى ماندهام حيران و مدهوش * مكن اين ناتوانت را فراموش
توانم بخش تا راهت بپويم * رهى و همرهى ديگر نجويم
مراد من توئى و بر مريدت * عطا فرما ز بخشايش نويدت
نگهدار از حرام و از حلالم * تفضّل كن بحدّ اعتدالم
بسويم تاخته اميال و آمال * اگر با من نباشى واى بر حال
امان از دست اين نفس بدانديش * زند روى عداوت بر دلم ريش
نجاتم ده از اين طاغوت شريّر « 1 » * چه باشد بر نجاتم راه تدبير
( بناهى ) رحم كن از در مرانش * ببين در راه توحيد آرمانش
پايان خطبهء 80
هامش
( 1 ) بسيار شرور