خطبهء 70 از سخنان آن حضرت در نكوهش مردم عراق
( در جنگ صفّين چون لشكر شام به دستور عمرو ابن عاص قرآنها را بر سر نيزه كردند و با عجز آنها لشكر عراق سستى نموده به جنگ خاتمه دادند ، در حالى كه پيروزى حتمى بود ، پس امام عليه السّلام فرمود .
( 1 ) در پى حمد خداوند و تحيّت بر رسول ( ص ) * مىنويسم بر شما جيش عراقى اين مقول
مردمى هستيد چون آنزن كه حملش مىرسد * ليك آن را مرده و مسقوط بر جا مىنهد
حيف او را كه تحمّل كرده چندى بعد از آن * در نتيجه مردهاى آورده وقت زايمان
شوهرش هم مرده ، از قيد تأهّل رسته است * ديده را از ديدن فرزند و شوهر بسته است
با تجرّد بيوگى در وى اطالت « 1 » يافته * ابعد خويشان باخذ ارث او بشتافته
( رنج بسيارى براى خود تقبّل داشتيد * ليك عروس فتح را از خود فرو بگذاشتيد )
( در حكومت بر حكم راضى شديد آخر ولى * دست ، ول كرديد از حبل اطاعت از على )
( تا كه بر ابن ابو سفيان مساعد شد زمان * بهر استبداد و استيلاء و جور بىامان )
حضرت ايضا به مردم عراق فرمود : حركتم از مدينه به كوفه اختيارى نبود چون لشكر حجاز براى كمك در جنگ جمل كافى نبود خواستم از لشكرتان كمك بگيرم و چون پس از جنگ با مردم بصره ، جنگ با مردم شام پيش آمد لذا مجبور شدم در شهر شما اقامت نمايم .
( 2 )
سويتان بر من نبود آيم ز روى اختيار * بلكه بود اين امر ، و اللّهى ، ز راه اضطرار
هامش
( 1 ) طولانى شدن