حجله نشينان به خود پرداخته .
( 4 ) از ته دل مىنمايم بر خدا سوگند ياد * حقّ را آن سان كه مىدانم نداريد اعتماد
در ميان خانه و كاشانه بسياريد و بس * لاف زن - افسانهگو - قومى انام بلهوس
ليك در ميدان جنگ وزير پرچم كمتريد * ( تا دهيد از راه وحدت دست بر هم كمتريد )
بر حيات چند روز اين جهان دل دادهايد * ليك بر دفع سيوف خصم ناآمادهايد
( 5 ) آنچه بر اصلاحتان انگيزه بود و داعيه * دانم و گويم اگر داريد گوش واعيه
داروى درد كجىهاى شما را دانمى * ( ليك بر تجويز ، آواى تبرّى خوانمى )
( با شما چون ظالمان رفتار مىبايد نمود * تا بر آيد آسمان از نار استبداد دود )
من كه با اصلاحتان جائز ندانم هيچگاه * خويش را در محضر ايزد نمايم روسياه
( 6 ) رويتان را خوار گرداند در عالم كردگار * ناتمام و كم نمايد حظّتان را روزگار
آنچنان كه سوى باطل مىشتابيد آشكار * جانب حق را نمانده اعتماد و اعتبار
ناهيا در بحر دل حق را به موج اعتماد * زنده گردان و توانا ، تا بمانى زنده ياد
پايان خطبهء 68